وسط آن سكويى قرار دارد كه عراده توپى را كه دورهء شاه عباس از پرتغاليها به غنيمت گرفتهاند به معرض تماشا گذاردهاند . توپها بهخصوص مورد احترام بسيارند و براى جنايتكاران و متمردين جنبهء بست دارند و به هنگام تمرينهاى مفصل تيراندازى توپخانه ، به فرمان شاه به خارج شهر برده مىشوند . در همين ميدان هم از نيروهاى نامنظم رژه گرفته مىشود و آتشبازى و مسابقات عمومى در جشنهاى مهم نيز در همينجا برگزار مىگردد . براى اين منظور در آنجا مصطبهء بلندى است كه شاه و صاحبمنصبان و سفرا روى آن به تماشا مىنشينند . در گوشهء جنبى ، برج كوچكى هم به چشم مىخورد كه شاه اغلب در آنجا با دوربين بدون اينكه كسى متوجهش باشد ، عابرين و تمرينهاى توپخانه را زير نظر مىگيرد .
از دروازههاى ديگر كه مقابل آن قرار دارد و به عالىقاپو موسوم است پس از گذشتن از معبرى كه زاويهدار است به حياط اول - كه باغ سلام نام دارد ، زيرا مراسم سلام بزرگ در آنجا انجام مىشود . - وارد مىشويم . فضاى وسيعى است با چنارهاى بلند تناور كه تالار سلام ، آن را به دو قسمت مساوى تقسيم مىكند . از اينجا از طريق دروازهاى ديگر به حياط دوم وارد مىشويم كه اقامتگاه خصوصى شاه است و به آن ديوانخانه مىگويند . جناح چپ اين حياط ساخته شده در حالى كه در وسط يك رديف خانه را به دوقسمت يا دو باغ تقسيم مىكند . در باغ قدّامى قنات بزرگ شاه با قدرت تمام مىجوشد و ظاهر مىشود و سپس به كمك جوىهايى آب آن به تمام باغ هدايت مىشود . در ميان باغ قدّامى كوشك بزرگى است كه به آن كلاه فرنگى مىگويند و در قسمت خلفى باغ ، نارنجستان ، حوض بزرگ و پرندهخانهء بزرگ قرار دارد . جناح چپ شمالى اتاقهاى زمستانى شاه و همچنين تالارى است كه ديوارهايش با آيينههاى قدى پوشيده شده و در آن حوض بسيار زيبا و مزينى است ، كار اروپا . در اين تالار ، تخت مجلل جواهرنشانى كه در آن « زبرجد » ياقوت و زمرد به كار رفته است ، قرار داد . در جناح موازى ميانى اين اتاقها واقعند :
خزينه ، تالار بزرگ پذيرايى ، گالرى نقاشى ، اسلحهخانه و تالار بزرگ جديد كه با نقوش زيباى هندسى ايرانى ، پردههاى نقاشى و گچبرىهاى دلانگيز زينت يافته است .
خزينه اتاق كوچكى است كه تمام اشياى قيمتى و جواهر ، در آنجا در قفسههاى مستحكم نگهدارى مىشود . از ميان الماسها در اينجا به قطعهاى برمىخوريم به نام درياىنور كه آن را به صورت مسطح تراش دادهاند و كاملا پاك است . اما به علت نوع تراش خود چندان تلألؤ ندارد .
من اغلب از ديدن آن به ياد تكهاى يخ مىافتادم . شاه گاهى دستور مىدهد آن را در بازوبندى كار بگذارند . . . تالار پذيرايى كه بزرگترين تالار سراسر قصر است ، به سرسرايى باز بيشتر
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص١١٢