آنچه كه دكتر پولاك دربارهء تهران شرح داده درواقع نمايى كلى شهر تهران در چند سال نخستين حكومت ناصر الدين شاه است و تهران تفاوت عمدهاى با دورهء محمد شاه نكرده است .
تنها بخشى از بازار تهران به صورت جديد ساخته شده كه همان بازار امير و كاروانسراى امير است .
اما يكى از مهمترين تغييراتى كه در اين دوره ، يعنى در زمان صدرات ميرزا تقى خان اميركبير در تهران پديد آمد ، ايجاد دار الفنون است كه از انديشهء بلند او سرچشمه گرفته بود كه به سخن ديگر يكى از نوآورىهاى اميركبير مىباشد . انديشهء اميركبير در بناى دار الفنون از سرچشمهء واحدى الهام نگرفته بود ، بلكه حاصل مجموع آموختههاى او بود . آكادمى و مدرسههاى مختلف روسيه را ديده بود ، در كتاب جهاننماى جديد كه به ابتكار و زير نظر شخص اميركبير ترجمه و تدوين شده ، شرح دار العلمهاى همهء كشورهاى غربى را در رشتههاى گوناگون علم و هنر با آمار شاگردان آنها خوانده بود و از بنيادهاى فرهنگى دنياى جديد خبر داشت . در ضمن از مدرسهء « طيبه » و « عسكريه » عثمانى كه در لواى تنظيمات ساخته بودند ، آگاه بود .
از آن گذشته مىدانيم كه در زمان عباس ميرزا و محمد شاه به علم و صنعت جديد توجهى پيدا شد . « 1 » از يكسو خبرگان نظامى و مهندسان و نقشهكشان فرنگى به ايران آمدند و از سوى ديگر چند دسته شاگرد به فرنگ روانه شدند . تأسيس مدرسهاى براى تعليم دانش و فن غربى ، مستلزم آوردن استادان خارجى بود ، و به علاوه مراقبتى پىگير لازم داشت . در عوض دامنهء فعاليت آن عميقتر و گستردهتر بود و تأثيرش در تحول اجتماعى ژرفتر . . . ذهن اميركبير در اينجا در درجهء اول معطوف به دانش و فن جديد بود ، و بعد به علوم نظامى توجه داشت . اين معنى از مطالعهء تطبيقى برنامه درسهاى دار الفنون و نامههاى اميركبير راجع به رشتهء درسى استادانى كه استخدام شدند ، روشن است . رشتههاى اصلى تعليمات دار الفنون به نحوى كه او در نظر گرفته بود ، عبارت بودند از پياده نظام و فرماندهى ، توپخانه ، سواره نظام ، مهندسى ، رياضيات ، نقشهكشى ، معدنشناسى ، فيزيك و كيميايى فرنگى ( شيمى ) و داروسازى ، طب و تشريح و جراحى ، تاريخ و جغرافيا و زبانهاى خارجى . مدرسه هفت شعبه داشت و پارهاى مواد مزبور در آن مشترك بود . در ضمن بايد دانسته شود كه براى فنون نظامى دستگاه تعليماتى جداگانهاى در خود تشكيلات لشكرى تعبيه نهاد و شعبه علوم جنگى دار الفنون مكمل آن به شمار مىرفت . « 2 »
هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران ، ج 1 ، فصل دوم .
( 2 ) . اميركبير و ايران ، دكتر فريدون آدميت ، ص 353 - 354 .