تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
اين صحرا هم همه خارشتر و كهور بود . رسيدم محموديه . شب آنجا در كاروان‌سرا بوديم . صبح دوشنبه سوار شديم . هفت ساعت راه آمديم ، رسيديم كاظمين ( ع ) . جاى همگى خالى . نانى خورديم ، مشرّف شديم به حرم مطهّر . جاى همه خالى . دعاگوى همگى هستم . امروز هم كه صبح سه‌شنبه بيست و ششم است ، مىگويند بايست رفت سامره . چون زوّارى كه پيش آمدند ، امروز مىروند . اگر ما نرويم ديگر نمىتوانيم . راه دزدگاه دارد ، عرب انيزه [ عنيزه ] هستند . ما هم لابديم امروز برويم . چون زمستان در پيش است ، همه تعجيل دارند . ما هم لابد هستيم امروز برويم . به اميد خداوند و ائمهء طاهرين . [ 33 ] امروز پالكى كرايه كردم ، جفتى پونزده قران . با زن حاجى كلانتر هم پالكى شديم . رفتيم . سه از روز گذشته سوار شديم . شش فرسخ راه آمديم . سه ساعت به غروب مانده رسيديم در كاروان‌سرايى . تا شش از شب گذشته بوديم . شش از شب رفته بار كردند . پنج فرسخ راه آمديم .

[ دجيل و بلد ]

صبح چهارشنبه بيست و هفتم براى نماز رسيديم در كاروان‌سراى دوجيل . آنجا شهرى است بزرگ . قريب دو سه هزار خانوار دارد . دكان [ و ] بازار هم دارد . بادمجان ، خيار ، سنگ نان [ ظ ] ، خرما ، روغن ، انار ، همه چيز دارد . خريديم . نهار خورديم . سوار شديم . باران هم به شدّت مىآيد . رعدوبرق زيادى هم هست . خداوند محافظت كند . مىگويند باران عربستان طولانى است . خانه‌هاى اين ده هم همه آجر و خشت گلى است . به‌قدر دو فرسخ راه باران خورديم . الحمد للّه ايستاد . رسيديم به جسر . آنجا هم آدمى دو قمرى [ و ] نيم پول گرفتند از ما . سه فرسخ آمديم ، رسيديم در منزلى كه آنجا را بلد مىگويند . در كاروان‌سرا منزل كرديم . آدمى هم يك قمرى كرايهء كاروان‌سرا دادم . آنجا هم دكان بازار دارد . همه چيز هست : بادمجان ، انار ، خربزه ، هندوانه ، لوبيا تازه ، روغن ، تخم‌مرغ ، همه