اين صحرا هم همه خارشتر و كهور بود . رسيدم محموديه . شب آنجا در كاروانسرا بوديم .
صبح دوشنبه سوار شديم . هفت ساعت راه آمديم ، رسيديم كاظمين ( ع ) . جاى همگى خالى . نانى خورديم ، مشرّف شديم به حرم مطهّر . جاى همه خالى .
دعاگوى همگى هستم .
امروز هم كه صبح سهشنبه بيست و ششم است ، مىگويند بايست رفت سامره . چون زوّارى كه پيش آمدند ، امروز مىروند . اگر ما نرويم ديگر نمىتوانيم .
راه دزدگاه دارد ، عرب انيزه [ عنيزه ] هستند . ما هم لابديم امروز برويم . چون زمستان در پيش است ، همه تعجيل دارند . ما هم لابد هستيم امروز برويم . به اميد خداوند و ائمهء طاهرين .
[ 33 ] امروز پالكى كرايه كردم ، جفتى پونزده قران . با زن حاجى كلانتر هم پالكى شديم . رفتيم . سه از روز گذشته سوار شديم . شش فرسخ راه آمديم . سه ساعت به غروب مانده رسيديم در كاروانسرايى . تا شش از شب گذشته بوديم .
شش از شب رفته بار كردند . پنج فرسخ راه آمديم .
[ دجيل و بلد ]
صبح چهارشنبه بيست و هفتم براى نماز رسيديم در كاروانسراى دوجيل .
آنجا شهرى است بزرگ . قريب دو سه هزار خانوار دارد . دكان [ و ] بازار هم دارد .
بادمجان ، خيار ، سنگ نان [ ظ ] ، خرما ، روغن ، انار ، همه چيز دارد . خريديم . نهار خورديم . سوار شديم . باران هم به شدّت مىآيد . رعدوبرق زيادى هم هست .
خداوند محافظت كند . مىگويند باران عربستان طولانى است . خانههاى اين ده هم همه آجر و خشت گلى است . بهقدر دو فرسخ راه باران خورديم . الحمد للّه ايستاد . رسيديم به جسر . آنجا هم آدمى دو قمرى [ و ] نيم پول گرفتند از ما .
سه فرسخ آمديم ، رسيديم در منزلى كه آنجا را بلد مىگويند . در كاروانسرا منزل كرديم . آدمى هم يك قمرى كرايهء كاروانسرا دادم . آنجا هم دكان بازار دارد .
همه چيز هست : بادمجان ، انار ، خربزه ، هندوانه ، لوبيا تازه ، روغن ، تخممرغ ، همه