تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
از قرارى كه مىگويند راه حر قديم‌ها بيابان بوده ، ولى حالا از دم دروازه تا حرّ دو طرف نهر آب فرات باغستان شده ، تا حر همه‌اش آبادى و باغ ، همه نخل خرما و درخت انار و زرد آلو و به و سيب ؛ ولى حالا به جز خرما و انار چيزى ديگر ندارد . درخت ليمو شيرين و خارگى و دبه و انزح [ ظ ] هم دارد ، ولى هنوز سبز است ، زرد نشده . پرتغال هم دارد ، ولى خيلى كوچك و سبز است ، خوردنى نيست . اما انار خوبى دارد ، ولى نمىگذارند كه برسد . چون كه ديوار باغات آنجا كوتاه است ، مىدزدند . به اين واسطه كرك « 1 » مىچينند . جاى همگى خالى . ماهىهاى خوب هم دارد . مىخورم و ياد همه مىكنم . از كرمان تا نجف كه نه من جايى را ديدم و نه گردش كردم . از روزى كه از خدمت خان مرخص شدم ، الحمد للّه همه‌چيز و همه‌جاها را ديدم و خوردم . الحمد للّه آسوده شدم . امروز كه روز پنج‌شنبه بيست و يكم است ، صبحى به روضات مطهّره مشرّف شدم ، و از آنجا رفتم حمام . عصرى هم رفتم خانهء حاجى شاهزاده ، از آنجا به حرم مطهر . شب جمعه بود ، دعا به همگى كردم . امروز كه روز جمعه بيست و دوم بود ، مشرف شدم به حرم‌هاى مطهّر . و اللّه هر اوقات كه مشرّف مىشوم دعا به همگى مىكنم ، كه خداوند نصيب و روزى همه بگرداند . بهشت روى زمين آنجاست . خوشا به حال آنها كه مجاور هستند . اگر من هم مخارجى داشتم ، همين جا مجاور مىشدم و ديگر به كرمان نمىآمدم . حالا هم آيا برسم يا بميرم ، العلم عند اللّه .

[ خروج از كربلا و ورود به كاظمين ]

امروز كه شنبه بيست و سوم است ، با چشم گريان و دل بريان از كربلا بيرون آمديم ، روانهء كاظمين ( ع ) شديم . همه جا در راه آبادى و نخلستان . هشت ساعت راه آمديم مصيّب [ مسيب ] ، از جسر كه گذشتيم ، پول گرفتند . زمين صحرا همه سبز ، خارشتر و كهور ، يك تخته سبز بود . شب آمديم ، كاروان‌سرا منزل كرديم . صبح يك‌شنبه سوار شديم ، يعنى كجاوه آمديم . هشت ساعت راه آمديم . در
هامش
( 1 ) . نوعى ديوار گلى با پيزر كه از هم متلاشى نشود .
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 93 | رسول جعفريان / حاجيه خانم علويه كرمانى