حاج مانده بگيرند . پول خلعت امير را هم بگيرند . ما كه نداديم . آدمى يك ريال فرنگ را كه پنج هزار خردهء پول ما مىشود ، خيلى مردم دادند . از جبل تا نجف خيلى بد راهى است . قطعهاى از جهنم است . خيلى سخت گذشت ؛ منزلهاى دور ، هواى گرم .
[ 27 ] بيچاره شترها سه روز چهار روز آب نمىخورند . يعنى آب نيست كه بخورند . تا برسند به آبى ، آنجا هم آب برداشتند .
سه ساعت از شب شنبه هجدهم رفته بار كردند . در راه هم گدار كوچكى بود .
در بيابان هم همه هندوانهء ابو جهل بود . چهار ساعت به غروب مانده منزل كردند در بيابان بىآبى . امشب كه شب يكشنبه نوزدهم است ، ماه كه بيرون آمد ، بار كردند . در اين بيابان هم سنگلاخ بدى بود . همهاش هندوانهء ابو جهل بود .
يك ساعت به غروب مانده رسيديم منزل . در دهى كه اسم آن عينسيد است .
قلعه و حصارى دارد . قريب دويست سيصد پلاس عربها زده بودند . زراعت هندوانه و خربزه داشتند . همه خريدند بجز ما . زراعت جو و گندم هم مىكنند .
هندوانه [ و ] خربزهء آنجا را مىبرند نجف اشرف مىفروشند .
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 84
مساهمون: رسول جعفريان
ص٨٤