تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
چهارشنبه دهم ماه [ است ] بار كرديم . نماز در بين راه كرديم . زمين اين بيابان هم همه سنگ كوه است . بعضى جاها رمل است . مىگويند درياى خشك است . ماهى سقنقور آنجا پيدا مىشود . ريگ اين بيابان هم همه گرد است ، به‌قدر نارنج تا حب ترياك ، گويا حب كرده‌اند . ولى جورهاى ديگر هم دارد . بيشتر گرد است . خلاصه ده فرسخ راه آمديم . ظهر رسيديم به دهى كه اسمش بكعه است . باز ما را دور از آبادى منزل دادند . اهل اين ده هم خرما ، هندوانه ، خربزه ، بادمجان [ و ] نمك آوردند . [ 26 ] گويا معدن نمك آنجا باشد . آنجا هم خرماى خوبى دارد . قيمت آنجا هم مثل جبل است . زراعت گندم و جور و ذرّت و لوبيا هم مىكنند . خلاصه سحر پنج‌شنبه نهم ماه بار كردند . ده فرسخ راه آمديم . بعد از ظهر رسيديم به جايى كه سيصد چارصد پلاس عرب بود . شتر بسيارى داشتند . گوسفند هم دارند . قريب صد چاه آب بود ، همه شور و تلخ بود كه ابدا نمىشود به دهن زد . اسم آنجا هم بكرا مىگويند . شب بوديم .

[ نفود ]

سحر جمعه دهم بار كردند . در اين راه هم همه تل ريگ مثل راه صحار ماهان بود . همه درمان . ده فرسخ آمديم . سه ساعت به غروب مانده رسيديم در بيابان بىآبى . اما چه بگويم از گرما كه به تحرير و تصوير درست نمىآيد ، و حال اينكه مىگويند مثل امسال هيچ سالى نبود . هوا خنك است ، ولى شب‌ها با لحاف مىخوابيم . امروز يك گلّهء آهويى هم ديديم . اسم اين منزل نفود است . امشب بوديم . شب شنبه يازدهم ، نصف شب بار كردند . دو ساعت از روز گذشته رسيديم سر چند چاه آب ، تلخ و شور . قريب صد پلاس عرب بود . اينها همه عرب بدوئى [ بدوى ] هستند . شتر زيادى داشتند ، گوسفند داشتند . همهء گوسفندها سياه ، كله‌هاى سفيد ، شاخ هم ندارند ، دنبه‌هاى دراز باريك . ولى بزهاشان شاخ دارد . آنجا ما را پياده نكردند . آمديم ، سه ساعت به غروب مانده رسيديم منزل . آنجا هم آب
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 82 | رسول جعفريان / حاجيه خانم علويه كرمانى