3 عتبات عاليات
[ نجف اشرف ]
امشب كه شب بيستم يعنى اربعين است ، سحر بار كردند . در بيابان همه سبز و خرم ، علف صحرايى ، چون درياى نجف كه خشك شده آنجا بوده . بعضى از زمينها هم فى الجمله رطوبتى دارد . حالا از عينسيد تا نجف همهء اين زمين را زراعت مىكنند . گوشماهى و صدفهاى كوچك هم بسيار است ، ولى همه پوسيده . آمديم پيش از ظهر رسيديم به نجف اشرف . الحمد للّه از گير حمله دار و شترهاى ديوانه خلاص شديم . از مدينه كه حركت كرديم ، حاج شامى و بعضىها از راه شام رفتند . حاج مصرى و بعضىها از راه مصر رفتند . خيلىها از مدينه برگشتند ، چه سنى و چه شيعه ؛ رفتند به جده ، از راه آب رفتند به ولايتشان . ماها كه حاج جبلى بوديم ، از راه جبل آمديم . از اين راه خيلى كم آمدند . چهارصد و شصت جفت كجاوه بار بود . هر كجاوه دو احكام [ عكام ] داشت . آنچه سرنشين و پياده و جمّال و حمله دار بودند ، قريب هفت هشت هزار بودند . مىگويند حاجى كه امسال آمده ، اين سالها نيامده . الحمد للّه همه صحيح و سالم رسيديم . بر پدر شترهاى ديوانه لعنت كه از جبل به اين طرف چند كجاوه را زمين زدند و خرد كردند . چند نفر سر و دست [ و ] پايشان شكست . چون شتر از مكه تا جبل كرايه مىكنند ، و از جبل تا نجف ، جبلىها همه ديوانه . الحمد للّه كه بخير گذشت .
امروز كه اربعين بود ، جاى همگى خالى ، مشرف شدم به حرم مطهّر ، دعا گوى همه بودم .