تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ماست‌هاى كيسه‌اى خوب از گمركات مىآورند . همه چيز خوب ، ولى ما خيلى كم مىخريم . امروز كه روز شنبه بيست و پنجم است ، صبحى به حرم مطهر مشرّف شدم . جاى همگى خالى ، الهى خداوند نصيب همه بكند ، ولى نه مثل من ، به اختيار خودشان . اما با وجود اين سختى و مرارت ، همه را قبول دارم . اگر از اين بالاتر صدمه نخورم ، قبول دارم . الحمد للّه به زيارت چنين بزرگواران مشرّف شدم . امروز كه روز يك‌شنبه بيست و ششم است ، صبح به حرم مشرف شديم . الهى خداوند هيچ بنده‌اى را در غربت تنها و يكه به دست ظالم گرفتار نكند . اگرچه بايست نگاه به اجداد طاهرينم بكنم . خاك بر سر من سگ راه آنها هم نيستم . با آنها چه كردند كه با من بكنند . حالا امام حسين نيست ، ولى شمر [ و ] يزيد بسيار است . امروز كه روز دوشنبه بيست و هفتم است ، صبحى مشرّف شدم به حرم مطهر . جاى همگى خالى . روزى دو مرتبه مشرّف مىشوم . همه را دعايم اين است كه خداوند اين بلا را از جان همهء مسلمانان دور كند . وسيلهء خيرى هم براى من بيچاره بسازد . امروز كه روز سه‌شنبه بيست و هشتم است ، صبحى به حرم مطهر مشرّف شدم . چون قتل امام رضا ( ع ) است ، عرب‌هاى كربلايى ، عرب‌هاى نجفى ، عرب‌هاى كاظمينى ، دسته‌دسته شده بودند . هر دسته چند بيدق داشتند ، دور صحن توى حرم سينه مىزدند . از توى حرم رفتند خانهء پسر امام جمعهء طهران ، روضه مىخواندند ، آنجا هم سينه زدند . تا عصرى توى كوچه‌ها سينه زدند و عزادارى كردند . يك چيز هم داشتند ، مثل سنج مىزدند . دسته‌دسته جدا بودند . روى صحن دعوا كردند ، چند نفر سرشان شكست . آنها را گرفتند ، بردند در زندان . آنجا هم از اين فتنه‌ها هست .

[ كوفه ]

عصرى روانهء مسجد سهله شديم . جاى همگى خالى . سوار الاغ بىدهنه و ركاب شديم . يك فرسخ راه آمديم ، رسيديم مسجد سهله . غروب بود . اول نماز
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 87 | رسول جعفريان / حاجيه خانم علويه كرمانى