نيست . اسم اين منزل ميان نفود است . از مكه كه بيرون آمديم ، فرسخ نمىگويند ، ساعت مىگويند . مثلًا مىگويى چقدر راه مانده ، مىگويند دو ساعت يا سه ساعت . هر ساعت هم مىگويند ، دو فرسخ عجم راه مىروند .
خلاصه امشب كه شب يكشنبه دوازدهم است ، سه ساعت از شب گذشته بار كردند . سه ساعت از روز گذشته رسيديم منزل . آنجا هم آخر نفود است . در اين راه هم تلهاى ريگ بزرگ [ و ] كوچك دارد . همه درخت ازگيل « 1 » است . در اين منزل آب هست . بايست آب پنج روزه بردارند . چون امروز آب گيرى تمام حاج نشده بود ، امروز هم كه دوشنبه سيزدهم است ، مانديم . در آنجا هم قريب دو هزار پلاس عرب بدوئى هست . شتر و الاغ و گوسفندى زيادى دارند . قريب صد چاه آب دارند . اينها همه رعيت محمد رشيد امير جبل هستند . خلاصه نماز مغرب و عشا را كرديم ، بار كردند .
صبح سهشنبه چهاردهم پياده كردند . نماز كرده ، سوار شديم . چهار ساعت به غروب مانده رسيديم منزل . نه مرده و نه زنده . يك شبانه روز راه رفتم . توى كجاوه [ از ] تكان شتر حالتى نيست . باز سه ساعت از شب چهارشنبه پانزدهم رفته بار كردند .
صبح پياده شده ، نماز كرديم . سوار شديم . امروز هم شخصى خراسانى روى شتر چرت مىزد ، افتاد و مرد . سه ساعت به غروب مانده رسيديم . در بيابان بى آبى منزل كردند .
[ سلمان ]
دو ساعت از شب پنجشنبه شانزدهم رفته بار كردند . در اين بيابان هم به جز درمان چيزى ديگر نبود . بعد از ظهرى رسيديم منزل . اينجا را سلمان مىگويند .
چند چاه آب هست ، ولى مىگويند آب آنجا اسهال مىآورد . امروز [ و ] امشب آنجا ماندند .
امروز كه جمعه هفدهم است ، حاج را نگاه داشتند ، كه آنچه پول كرايه پيش
هامش
( 1 ) . در اصل : اسگيل .