تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
بارى صبح چهارشنبه سىام از خواب برخاستيم ، نماز كرديم . باز هم به همين حالت‌ها به سر برديم . شب شد . شخص اصفهانى صرّافى فوت شد . آوردند نزديك چادر ما ، ده قدم فاصله ، چادر زدند . شستند ، كفن كردند ، گذاردند توى چادر . دو نفر قرآن خوان نشست تا صبح به تلاوت قرآن . تا صبح خواب به چشم من نرفت .

[ اوّل صفر 1310 ]

صبح پنج‌شنبه اوّل ماه صفر گويا نباشد ، هنوز معلوم نيست صفر است يا سلخ محرم . نعش ميت كنار ما ، باز هم به همان بطالت به‌سر مىبريم . تا خداوند چه خواهد . الهى خداوند اسباب فرجى و خيرى فراهم بياورد كه به زودى زود به كربلاى معلّى مشرّف شويم كه اسباب آسودگى همه فراهم بيايد . و اللّه اگر فرصت اين دو كلمه نوشتن را دارم . در حضور سركار خان بايست هيچ كار نكرد ، ساكت و صامت نشست ، مؤدب . البته رسم بزرگى همين است . از قرارى كه ماه عصرى ماه نمايان شد ، گويا اوّل ماه باشد . از روزى كه وارد جبل شديم تا امروز سه جا عوض كرديم . رسواتر و بدتر از ما كسى در اين حاج نيست . بارى صبح جمعه دوم صفر است . چادر ما را جايى زدند كه اطراف مرد [ ه ] است . راه نفس كشيدن نيست . الهى خداوند خودش نظر مرحمتى به حال من بيچارهء غريب بىكس بكند . الهى كه به سلامتى به نجف اشرف و كربلاى معلّى برسم ؛ و در اين راه [ 25 ] نميرم ، كه كسى را ندارم اقلا مرا بشويد . بارى چيزى كه در جبل دارد هندبانه ، گرمك ، ولى بسيار بد ، هلو تلخ و انجير ، ليموى شيرين ولى هنوز كوچك و سبز است . بادنجان خوبى دارد ، اما هواى بدى دارد . اين همه تعريف زمين نجد را كردند و جبل را ، ما كه نفهميديم . نانى هم دارد ، نصف آرد و نصف ريگ . خيلى بد جايى است . چند جور رطب دارد . ولى يك رطب زردى دارد ، بسيار خوب رطبى است . در مكه [ و ] مدينه هم چند جور رطب داشتند . آنها هم يك جور زردى داشتند ، خوب بود . يك جور رطب قرمزى در آنجاها دارند كه دندان كار نمىكند . خودشان آنها را بهتر مىخورند . صبح شنبه سوم ماه صفر است . هوا بسيار تا بسيار گرم ، ابر شده ، باز روزه‌هاى