تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
رفتم ، در خدمت ايشان رفتيم باغ شاه ، منزل انيس الدوله . باغ بسيار خوبى ، عمارت‌هاى خوب . اين باغ مشهور به باغ اسب‌دوانى است . در بيرون شهر واقع شده . دورهء اين نيم فرسخ است . بيشتر با [ در ] آنجا اسب‌دوانى مىكردند . برجى ساخته‌اند پنج طبقه ، دورهء آن عمارت ساخته‌اند . ارسىهاى خوب ، همه فرش كرده ، اسباب چراغ و مبل اطاق چيده . وقتى كه اسب مىدوانيدند ، شاه و حرم‌خانه توى اين عمارت‌ها تماشا مىكردند . اين برج هم وسط باغ افتاده . پايين اين برج حوض بزرگى ساخته‌اند . جزيره وسط حوض ساخته‌اند . مجسمهء صورت شاه سوار است ، ايستاده اطراف حوض ، همهء فواره‌ها آب به قدر دو زرع سه زرع جستن مىكند . وسط خيابان‌ها جوب آب ، هر يك زرع يك فواره توى جوب درست كردند . خيلى تماشا دارد . كوزه‌هاى گل قريب دو هزار چيده . وقتى كه ما رفتيم ، شاه سوار شده بود . عصرى آمد . آن وقت در باغ را باز كردند . خواجه‌ها هركدامى به طرفى رفتند ، ايستادند . آن وقت شاه جلو و حرم‌خانه از عقب سر . ما هم رفتيم توى باغ ، تماشا كرديم . الان هم كه شاه در آن باغ منزل دارد ، شب‌ها در همان برج مىخوابد . ما هم رفتيم بالاى برج . توى عمارات ، طبقه به طبقه تماشا كرديم ، آمديم سر منزل . حرم‌خانه‌ها بعضىها توى عمارت بودند ، بعضىها در چادر [ 94 ] منزل كرده بودند . گردش كرديم . غروبى آمديم . امشب هم در خدمت نواب عليه عزيز الدوله بودم . هر اوقات كه مرا مىبينند ، دليل [ و ] برهان مىآورند كه بفرست بچه‌هايت را بياورند در طهران . امر شما بيشتر مىگذرد . من دعا كردم ، تو نمىروى كرمان . عبث خيال رفتن نكن . امروز كه چهارشنبه چهارم است ، آمديم منزل . باز هم ديديم از مال خبرى نيست . من هم چنان پريشانم كه حد وصف ندارد . امروز كه پنج‌شنبه پنجم است ، در خانه بودم . سركار نواب خان بابا خان تشريف آوردند ديدن بنده . من هم شيرينى مىپختم براى مهمانى حضرت و الا . قدرى از آن شيرينىها آوردم ، خوردند . امروز كه جمعه ششم است ، حضرت و الا مهمان داشتند . سردار اكرم و جمعى ديگر را . امروز كه شنبه هفتم است ، نواب عليه فرستادند كه فردا مهمان داريم . زود
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 192 | رسول جعفريان / حاجيه خانم علويه كرمانى