تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
امروز كه چهارشنبه بيست و هشتم است ، روز آخر تعزيه است . باز هم به بعضىها خلعت و پول دادند . امشب بعد از تعزيه ، عزيز السلطان آمد كه : دو هزار تومان خرج شده . شاه هم همان ساعت حكم كرد كه امين السلطنه بدهد . طالع اين طور خوب است . امروز كه پنج‌شنبه بيست و نهم است ، دختره‌اى كه شاه سپرده بود ، آوردند ، صيغه خواندند . شب بزك كردند ، بردند براى شاه . امروز كه جمعه آخر ماه است ، باز هم در اندران بودم . امروز روزه براى ماها معلوم مىشود . اسباب مشغولياتى نداشتيم .

[ اوّل شوال 1311 ]

امروز كه شنبه غرّهء ماه شوال است ، صبحى عيدى آوردند از خانهء سردار اكرم . عصرى هم آمدم منزل . امروز كه يك‌شنبه دوم ماه است ، رفتم خانهء آقاى حاجى محمد خان به حساب ديدن عيد نوروز . امشب هم آنجا بودم ، چون اين روزها ان شاء اللّه خيال حركت از طهران را دارم . اگر خدا بخواهد و بگذارند . امروز كه دوشنبه سوم است ، باز هم در [ خدمت ] ايشان بودم . عصرى آمدم منزل . امروز كه سه‌شنبه چهارم است ، نواب عليه فرستادند از خانهء امين الدوله حرم خانه را وعده خواستند ، كه فردا برويم عروسى پسر امين الدوله و دختر مشير الدوله كه از زن اسلامبولى دارد . شما زود بياييد ، امروز برويم حمام . فردا برويم عروسى . بنده رفتم اندران ، رفتيم حمام . امروز كه چهارشنبه پنجم است ، صبح دسته‌دسته زن‌هاى شاه را بردند پارك امين الدوله ، و كالسكه‌ها آوردند ، دستهء ديگر را بردند . ما هم رفتيم . چه پاركى ، چه . . . متاعى ، چه دستگاهى ؛ پنج شش اطاق اسباب ، ميز ، صندلى ، شربت ، شيرينى ، ميوه چيده بودند . چه اسباب چراغ‌ها ، چه ظرف‌ها ، چه مجسمه‌ها . هرچه بخواهم تعريف كنم قوّه ندارم . تا خود شخص نمىبيند ، نمىفهمد . همين يك پسر را امين الدوله دارد . از روز اول ماه بناى مهمانى را گذاردند تا هشتم . [ 91 ] شب نهم