تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
امروز كه سه‌شنبه بيست و چهارم است ، باز هم در خانه هستم . امروز چهارشنبه بيست و پنجم است . نواب عليه خانم شاهزاده فرستادند : فردا خانهء سردار مىآيند اينجا ، كسى نيست مهمان‌دارى آنها را بكند . شما زود بياييد . عصرى رفتم اندران . امروز كه روز پنج‌شنبه بيست و ششم است ، مهمان‌ها آمدند . از صبح چند نفر هم از زن‌هاى شاه بودند . بعد از نهار باز دو دفعه حمله خانم را گرفت . همهء اوقات‌ها تلخ شده . عصرى مهمان‌ها رفتند . ولى بنده را نگذاردند بروم . امشب بودم . امروز كه جمعه بيست و هفتم است ، چون خانم نذر كرده بودند ، بردند شاه عبد العظيم . با چند نفر از زن‌هاى شاه رفتيم . تا عصرى آنجا بوديم . عصرى آمديم . بنده از همان راه آمدم خانه . امروز كه شنبه بيست و هشتم است ، در خانه بودم . امروز كه يك‌شنبه بيست و نهم است ، باز هم در خانه بودم . امشب عروسى دختر فروغ الدوله كه دختر شاه است . زن ظهير الدوله دخترش را داده به معاون السلطنه . به روى پسرى چهار پنج دختر پسر دارد [ كذا ] . همه عروس داماد شدند . حالا خودش داماد مىشود . عروس دوازده سيزده سال دارد ، خيلى هم مقبول است . امشب كه عروس را مىبرند ، ما رفتيم تماشا . سه ساعت از شب رفته عروس را آوردند ، با اوضاع [ و ] دستگاه ، قريب دويست كالسكه . مردم هم كه از محله‌ها آمدند تماشا ، همه توى كالسكه نشسته‌اند . بيست طبق‌كش ، قريب دويست لاله ، سربازها همه سر تفنگ‌ها شمع زدند . شش واگون چراغ بسيارى بسته‌اند . مردم نشسته‌اند . مزغان‌چىها دسته‌دسته ، سوارها فوج‌فوج ، خواجه‌هاى شاهى همه سوار ، شاهزاده‌ها سواره توى كالسكه آمدند و رفتند . من در طهران شب تماشاى اين يك عروس آمدم ، از بس كه عيالان حضرت و الا التماس كردند كه اگر شما برويد ماها را مرخّص مىكنند . و الّا هرگز در اين تماشاها ما را مرخّص نمىكنند برويم . امروز كه دوشنبه سلخ است ، در خانه هستيم . در تدارك عروس‌ها هستيم .