تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
مىآيد ، خداوند رحم كند .

[ اوّل جمادى الثانيه 1311 ]

امروز كه يك‌شنبه غرهء جمادى الثانى است ، باز هم گرفتاريم . ولى امروز قى [ و ] اسهال موقوف شده . بس كه مىآيند ، مىروند ، ما كه تنگ آمديم . امروز كه دوشنبه دوم جمادى الثانى است ، الحمد للّه كه قدرى بهترند . تا حال شب ، روز مىگرفت ، امشب شب نگرفت . امروز كه سه‌شنبه سوم جمادى الثانى است ، باز هم گرفتاريم . ديگر دعا و دوايى باقى نگذاردند . هر چه مىگويم اين ناخوشى شر ندارد ، باور نمىكنند . بعضى حالت‌ها را هم من پيش مىگويم ، همان‌طور مىشود . بعضى چيزها را من مىگويم ، حكيم مىآيد همان‌ها را مىدهد . حالا به حرف‌هاى [ من ] خاطر جمع شدند . امروز كه چهارشنبه چهارم جمادى الثانى است ، بازم به همان حالت‌ها هستيم . امروز كمتر گرفته ، پونزده مرتبه گرفته . امروز كه پنج‌شنبه پنجم است ، بنده رفتم حمام ، زود آمدم بيرون . حالا كه آمدم ، خانم گريه و زارى كه : مرا تنها گذاردى . الحمد للّه امروز احوالشان بهتر است ، چهار پنج دفعه بيشتر نگرفته است . امروز كه جمعه ششم است ، الحمد للّه احوال نواب عليه بهتر است . ماها هم سر دماغ هستيم . عصرى ديوان‌خانه قرق بود . همراه تاج السلطنه رفتم تماشا . چند مجسمهء گاوه كوهى و شير ساخته بودند . تماشا كرديم . امشب هم در ديوان‌خانه چراغان بود . رفتيم ، تماشا كرديم ، آمديم . امروز كه شنبه هفتم است ، حضرت و الا فرستاد كه اگر احوال خانم بهتر است ، بياييد كه كار دارم . نواب عليه نگذاردند بروم . امروز كه يك‌شنبه هشتم است ، باز هم نگذاردند بروم . احوال خانم الحمد للّه بهتر است . روزى سه دفعه ، چهار دفعه مىگيرد . امروز كه دوشنبه نهم است ، آمدم خانه . امروز را در خدمت حضرت و الا بودم . عصرى آقاى يحيى خان آمدند كه ما چند روز است وارد شديم ، شما سر