امروز كه شنبه بيست و دوم است خانم تب كردند و لرز كردند . خوابيدند .
بنده هم نشستم . جفتى خلعتى هر كس را پاره مىكردم كه يك دفعه خانم بناى تكان خوردن را گذاردند . مثل حالت ضعف قلب . من [ و ] پنج شش نفر او را گرفته بوديم ، همه را تكان مىدادند . معاينه بنده رفتند حكيم آوردند . گفت : اين ناخوشى حمله است و اختناق رحم است . عصرى دواى مختصرى داد . امشب تا صبح بيست مرتبه گرفت .
امروز يكشنبه بيست و سوم است . تلگراف كردند به شاه . جواب زده بودند معتضد الدوله و برادرهايش همه روزه بيايند حكيمها را بياورند تا معالجه كنند .
حضرت و الا و آقاى عبد الوهاب ميرزا و شاهزاده حسين آمدند اندران . حكيمهاى فرنگى را آوردند . همه انغوزه دادند ، دواى فرنگى دادند . امروز ، امشب هم بيست [ و ] چهار پنج مرتبه گرفت .
امروز كه دوشنبه بيست و چهارم است ، باز هم حضرت و الا حكيمهاى ايرانى را آوردند . آنها هم به همان طورها قبول معالجه را كردند . دواى فرنگىها را صحّه گذاردند . باز هم امروز ، امشب بيست [ و ] پنج شش مرتبه گرفت . متصل هم آدم مىآيد ، مىرود .
امروز كه سهشنبه بيست و پنجم است ، باز هم به همان طريقها عمل شد .
آنچه معالجه مىكنند ، همه انغوزهء خوردنى ، عماله [ اماله ] ، همه انعوزه .
امروز كه چهارشنبه بيست و ششم است ، باز هم گرفتاريم .
امروز كه پنجشنبه بيست و هفتم است ، شاه آمدند در صاحبقرانيه . آمد اين حياط احوالپرسى . پيغام به حكيمها داد كه زود معالجه كنيد .
امروز كه جمعه بيست و هشتم است ، خيلىخيلى احوالشان به هم خورد ، كه حضرت و الا آمدند اندران ، گريهكنان رفتند . حكيمها هم پريشان شدند . امروز چهار مرتبه آمدند و رفتند . خداوند ان شاء اللّه شفاى [ 79 ] عاجلى كرامت فرمايد .
همهء حواسها پريشان .
امروز كه شنبه بيست و نهم است ، باز هم گرفتاريم . امروز قى [ و ] اسهالى پيدا كردند . حالا ديگر واهمهء و با را دارند . الهى كه به خوبى بگذرد . حالا كه بد پيش
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 168
مساهمون: رسول جعفريان
ص١٦٨