حكيم مىخواهم ، حضرت و الا قبول نكردند . رفتند عقب حاجى ميرزا عبد الباقى اعتماد الاطباء . كالسكه بردند ، او را آوردند . حكيمهاى اينجا خيلى نقل دارند . هر وقت بيايند ، يك اشرفى بايست داد . اينقدر هست كه حكيم خانهزادهء حضرت و الا همين است . ساليانه چيز به او مىدهند ، خواه ناخوش شوند ، خواه نشوند .
خيلى حكيم خوشرويى است . گويا وقتى كه سركار آقايى آقاى آقاميرزا حسين هم در طهران بودند ، همين معالجه مىكرده . خلاصه امروز منزجى داد ، فردا نمك ترش .
امروز كه يكشنبه پنجم ماه است ، باز هم تب و نوبه . نمك را هم خوردم ، ولى خيلى ضعف دارم و بىحالم .
امروز كه دوشنبه ششم ماه است ، منزجى داده با شش نخود گنهگنه . تب دائمى كه قطع نشده ، هندى خانم از طرشت آمدهاند احوالپرسى . درخشنده خانم دختر حضرت و الا از اندران آمدهاند احوال پرسى . به خدا قسم از خجالت اينها شرمنده و خجلم . مثل كنيز خدمت مىكنند . خداوند ان شاء اللّه تلافى كند . من كه كارى از دستم برنمىآيد .
امروز كه سهشنبه هفتم ماه است ، باز هم مسهل خوردم . حالتى ندارم ، ولى نوبه را هم كردم .
امروز كه چهارشنبه هشتم ماه است ، باز شش نخود گنهگنه خوردنى و چهار نخود ماليدنى داده ، پاشويه هم داده .
امروز كه پنجشنبه نهم ماه است ، باز مسهل داده . ولى امروز نوبه نيامده . تب دائمى هست . شب هم پاشويه داده .
امروز كه جمعه دهم ماه است ، باز گنهگنه خوردنى و ماليدنى داده . نمىدانم با اين همه زحمت چه كنم . و اللّه آنى حضرت و الا منفك از حالت من نمىشد .
متصل مواظب حالت بنده هستند . ان شاء اللّه اجداد طاهرينم تلافى كند .
امروز كه شنبه يازدهم است ، باز گنهگنه ماليدنى و خوردنى داده . اماله هم داده . تبها و نوبههاى طهران مبرم و سمج هستند . به اين خوردنىها دست بردار نيستند . خداوند در ولايت غربت محافظت كند . خيلى غصّه مىخورم و پريشانم به جهت زحمت مردم .
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 142
مساهمون: رسول جعفريان
ص١٤٢