اين راه هم همه آبادى يك تخته چمن ، بعضىها خشك شده زرد ، برف هم در كوههاى اينجا باريده ، خيلى سرد است . شش فرسخ راه آمديم ، تا دو ساعت به غروب مانده رسيديم به فرسبه . آبادى دارد ، ولى خرابه است . خانههاى سنگى ، سقفهاى چوبى ، خيلى مخروب است . نان ، كاه ، جو گران است ، ولى رودخانههاى خوب دارد . خانههاى كثيف بد . ما آمديم در خانهاى منزل كرديم ، از بوى گه و كثافت خفه شدم .
امروز كه روز پنجشنبه سوم ماه است ، طلوع صبح سوار شديم . در اين راه هم همه آبادى ، هر يك فرسخ يك ده كورهاى هست . كوه ، دشت ، بيابان همه سبز . بهار اين راهها خيلى صفا دارد . حالا هم خيلى صفا دارد . هر سبزه چمن يك رنگى دارد . در راه باران گرفت ، آمديم . شش فرسخ راه ، دو ساعت به غروب مانده رسيديم به حسين آباد . امشب هم تا صبح باريد .
امروز هم كه جمعه چهارم است ، به واسطهء باران مانديم در حسين آباد . آبادى چندانى ندارد . خوب به قدر خودش حمامى ، مسجدى دارد . نهر آب هم به واسطهء باران . در اين راهها چند روز گير كنم ، نه خرج نه مخارج ، خداوند وسيلهء خيرى بسازد . با اين حالت فاطمه و گل [ و ] باران ، خداوند خودش وسيله بسازد .
سه ساعت از روز گذشته باران ايستاد . قاطرچى بار كرد . در راه هم نمنم بارانى خورديم . در اين راه هم همه سبز و خرّم . امروز هم به خصوص هوايى دارد مثل هواى بهار ، ابدا سرد نيست . تمام صحراهاشان سبز ، گندم و جو . از اين [ 44 ] ده تا آن ده همه زراعت سبز ، باقى زمين و كوه و دشت [ و ] كتل ، همه چمن سبز .
آمديم چهار فرسخ راه ، رسيديم به قزان . اينجا هم چندان آبادى ندارد ، ولى چون به ملاير نزديك است ، شيره ، روغن ، مربا و ملايرى ، از اين جور چيزها پيدا مىشود . اين دو سه منزل در خانهها منزل كرديم . اطاقهاشان چندان كيك [ و ] شپشى ندارد . امانامان از آن طرف تا كرمانشاه ، معركه بود . ديشب هم تب كردم .
به شدّت لرز كردم . از سر تا پنجهء پايم درد مىكند . سرفه هم مىكنم كه حدّ وصف ندارد . چه كنم كه از خدمات فاطمه باز مانده . ديشب اعتنايى نكردم . امروز هم باز به شدّت لرز كردم . امشب تا صبح از درد سر و استخوان درد فرياد كردم .
خداوند محافظت كند .
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 110
مساهمون: رسول جعفريان
ص١١٠