راهها نديدم : در بيرون كاروانسرا چند خلا ساختهاند ، از توى چاههاى اينها آب روان مىرود ، داخل رودخانه مىشود . تميز ، پاكيزه ، به قول مادر حاجى غلامعلى خان آدم به خوردنش مىآيد . در اين راهها بعضى جاها كه اصلا خلا نداشتند ، توى كوچهها ، توى طويله ، كاروانسراها ، بايست بنشينند . هر كجا پا مىگذارى [ 43 ] نجس ، كثيف . بعضى جاها كه دارد ، روح . . . . شاد ، در و ديوار و زمين همه نجس .
[ كنگاور ] [ اوّل جمادى الاولى 1310 ]
خلاصه امروز كه روز سهشنبه اول ماه جمادى الاولى است ، طلوع صبح نماز كرده بار كرديم . چهار فرسخ راه بود . بىمروّت سه به غروب مانده ما را رساند به كنگور . اينجا شهرى است آباد ، دروازه [ و ] حصار بندى دارد . اين چند منزل همهء كوچهها سنگ فرش ، ميان كوچهها جوب ساختند كه آب برود . زمين كرمانشاه و اين منزلها خيلى پست [ و ] بلند است . يك جا خانهها و بازارهاشان بيست زرع ارتفاع دارد تا خانهء ديگر . بعضى كاروانسراها تا زمين بازار خيلى گود افتاده .
محله به محله تفاوت دارد . اين جا هم خيلى پست بلند است ، بعضى خانههاشان روى كوه افتاده ، رودخانههاى گود . اينجا هم همه چيز پيدا مىشود ، از جمله دكان سماور فروشى ، بلور فروشى هم دارد . خوردنى كه همه چيز دارد . الان امروز اول قوس است . خربزههاى خوب ، هندوانه ، انار ، انگورهاى خوب ، ولى من از ترس سرماخوردگى نخريدم . نانهاى لواش خوب هم دارند . ولى چون ما تنها هستيم از اين راهها مىترسيم . مىگويند دزدگاه است . خدا محافظت كند . هيچ باك ندارم ، مگر خوف راه كه دزدگاه است . از روزى كه از كرمان بيرون آمدم ، ماست به خوبى ماست كنگاور نخوردم ، خيلى خوش طعم ، خوشمزه ، سفت « 1 » امروز خوردم . شب تا صبح سرفه كردم .
امروز كه روز چهارشنبه دوم ماه است ، طلوع صبح نماز كرده ، سوار شديم . در
هامش
( 1 ) . در اصل : صفت !