العالمين . بعده سيّد طهرانى آمد و از من قلمدان خواست . من گفتم ندارم . بعده مير يوسف على يك قلمدان به قيمت دو ريال فرانسه آورده بودند از بازار . آن سيّد گفت كه همين قلمدان بود . بعده آن سيّد از دست مير يوسف على گرفت و برد ؛ و مير يوسف على بسيار حيران شدند و بسيار به سيد بد دعا دادند . و وقت شب مير يوسف على در مسألهء سجدهء واجب بسيار گفتگو كردند و منكر سجدهء واجب قرآن شريف شدند ، و ملّا على نقى آمده بود .
- بفضله - چهاردهم صفر روز دوشنبه ، از حساب رؤيت و از حساب تقويم پانزدهم ماه صفر يوم الاثنين : امروز براى ديدن شيخ خلف و مير سيد حسن خراسانى رفته بودم و نماز ظهر و عصر همراه سيد حسن خراسانى با جماعت خواندم . و ميرزا ابراهيم خان و آقا رجب على لنبونى و غيره هم بودند . مسألهء سجدهء واجب از سيد حسن خراسانى مير يوسف على تحقيق كردند ، سخن من راست برآمد ؛ و مسألهء سرقت از شيخ خلف پرسيدند ، مير يوسف على مىگفت كه دست آن سيد قلمدانى بايد بريد . من گفتم نه . آخر شيخ هم سخن مرا راست گفت . بعده كه به خانه يعنى در چادر خود آمدم ، آن سيد قلمدانى هم نشسته بود .
از مير يوسف على و سيّد حسين و از آن سيد جنگ عظيم شد . آوازه بسياربسيار بلند شد . تا دو ساعت كامل مىجنگيدند . آخر الأمر قلمدان را مير يوسف على گرفت . بعده سيّد نشسته بود . تا وقتى كه من رفتم بسيار گفتگو كرد . بعده من دو ريال به او دادم . و حاجى جواد برادر حاجى صالح و حاجى عبّاس گنجى آمده بودند . قدرى بارش شد . هوا ابر است . سيد محمّد على آمده ، طعام خوردند .
قدرى باران مىباريد .
- بفضله - پانزدهم صفر روز سهشنبه : امروز حاجى حسن شيرازى از زن وهابى در قلعه زنا كرد . آن شخص را و زن را حد زدند و آن كسانى كه در توى قلعه بودند از جنس حاج ، همه را بيرون كردند . مفلح آمده گفت كه شتران را براى چرانيدن مىفرستم . من گفتم كه قريب دو ماه چه كار مىكردى ، حالا به فضل الهى وقت رفتن به حجاز آمد حالا مىفرستى ؟ و به ميرزا اسماعيل رقعهء دعوت فردا شب پنجشنبه نوشتم ؛ قبول كردند . وقت عصر عبّاس گنجى حمله دار
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص٩٩