اصفهانى قرآن كوچك براى ديدن من آورد .
- بفضله - دوازدهم صفر روز شنبه : امروز شيخ خزاعل آمده ، من هم براى ديدنش اندرون قلعهء بريده رفته بودم كه در آنجا منزل داشت . و در آنجا حاجى نسيف آمده بود ، مىگفت كه كسى از بغداد آمده است ، مىگويد كه اسعد پاشاه در خزاعل رفته و با پاشا جنگ شد . اوّل اهل خزاعل به پاشا شكست دادند ، بعده پاشا فتحياب شد و حاكم نجف اشرف را كه حسين آقا بود تغير كردند . از آنجا به حلّه رفت و از آنجا به شفاته روانه شد و از شفاته به كربلاى معلّى آمده ، سه روز در كربلاى معلّى توقف نموده ، باز به بغداد رفت . و باز نسيف مذكور مىگفت كه خط شاهزاده محمّد على ميرزا به عبد اللّه بن سعود نوشته است براى سفارش همين حاج برگشته قسمت و برگشته محروم از حج كه رعايت به ايشان بايد كرد و ميرزا رضا قلى هم به فضل الهى قريب دو سه روز وارد اينجا مىشوند . بعده اين جانب از آنجا در خيمهء خود آمدم ، و همراه من ميرزا كاظم و مير سبحان على و محمد بيك و قنبر بودند .
- بفضله - سيزدهم صفر روز يكشنبه : و ديشب ميرزا اسماعيل خواب ديدند كه ميرزا رضا قلى آمدهاند و مصافحه مىكنند . و امروز براى ديدن ميرزا اسماعيل ناظر و ميرزا رجب على لنبونى اصفهانى رفته بودم . ميرزا رجب على لنبونى پس فردا شب وعدهء مهمانى گرفتند . من هم قبول كردم . بعد آمدن ، يك انار ترش مير سبحان على مرا دادند . و عيال ميرزا محمد حسين صاحب براى ديدن جناب بيگم صاحبه قبله - دام ظلّها العاليه - معه زن عاشور بيك خان كه نامش خانم صاحبه است ، آمده بودند . گفتگو رفتن به مدينهء منوره نمودند ، و مفلح استخاره ديد براى رفتن مدينهء مشرّفه بد آمد ؛ مىگويند موقوف كرد رفتن خود را . غرض ، همهء مردم تنگ آمدند از ماندن آنجا ، و طول كشيدن ميرزا رضا قلى در درعيّه . همچو مصيبت عظيم بر حاجّ كم اتّفاق افتاد . بلكه گاهى پيش از اين نشده بود . اللّه تعالى از فضل خود بمحمّد و آله الطّاهرين بر حاج و بر ما كرم و رحم و لطف خود فرمايد ، و به زودى زود ان شاء اللّه تعالى بعد از انفراغ حج و زيارت زنده به حق محمّد و آل محمّد به كربلاى معلّى برگرداند ، بحرمت النبى و آله ، آمين يا ربّ
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص٩٨