براى آن در راه مكث كردهاند . راست و دروغ بر گردن راوى است . و آقا احمد بلبل هزاردستان و حاجى جواد آمده بودند . و يك عجم آمده ، يك كلّه قند مرا هديه داد . آقا احمد بلبل مىگفت كه تمام اهل قافلهء حاجّ در خواندن مشغولاند ؛ هركس يك چيز مىخواند . و مردم بسيار تنگ آمدند از سبب ديرى ميرزا رضا قلى . و وقت عصر ميرزا اسماعيل ناظر و آقا رجب على لنبونى اصفهانى آمده بودند . همين سخن طول كشيدن ميرزا رضا قلى در درعيّه بود . و شب روضه خواندم .
- بفضله - نوزدهم صفر روز شنبه ، از حساب بيستم ماه است و روز اربعين كه چهلم امام مظلوم سيّد الشّهدا است : احتياطا زيارت اربعين خواندم . و نزد شيخ خلف رفتم و از آنجا نزد سيّد حسن خراسانى رفتم . وقت نماز رسيده بود .
نماز ظهر و عصر با جماعت همراه سيّد موصوف خواندم . از آنجا همراه آقا رجب على در چادر اوشان رفتم . به آقا رجب على و هردو پسران ايشان و ميرزا ابراهيم خان نجفى و سيّد حسن خراسانى و شيخ خلف دعوت فردا شب را نمودم ؛ و - بفضله - وقت عصر نزد ميرزا اسماعيل ناظر رفتم و دعوت فردا شبى را دادم ؛ و شب روضه خواندم .
- بفضله - بيستم صفر روز يكشنبه : امروز زيارت اربعين خواندم . و ميرزا اسماعيل ناظر گفته فرستادند كه يك عرب مىگويد كه ميرزا رضا قلى امروز يا فردا مىرسند . و امروز فاتحهء امام - عليه السلام - كردم براى صاحبان ، كه طلبيدم براى اوشان بعد نماز عشا ؛ همهء صاحبان موعودين ، حدّ اوّل سيّد عبد الوهّاب و آقا ابراهيم صندوقدار شاهزاده محمد على ميرزا و بعد از آن آقا رجب على لنبونى و پسر اوشان ميرزا كلب على و يك عجم ديگر آمدند . فرزند كوچك آقا هاشم نيامد . بعده شيخ خلف و ميرزا سيد حسن خراسانى آمدند . بعده ميرزا اسماعيل ناظر و ميرزا ابراهيم خان هراتى و شيخ محمّد لواسانى و آقا حسن آمدند . طعام خوردند ، تا چهار ساعت شب گذشته رفتند . مگر ميرزا اسماعيل ناظر و شيخ محمد لواسانى قدرى نشسته ، بعده رفتند .
- بفضله - بيست و يكم صفر ، روز دوشنبه : امروز وقت عصر آدم سيد مهدى
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص١٠١