تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
را و يكى ديگر عكّام را ( كه هردو از زن وهابى زنا كرده بودند ) حجيلان حاكم بريده همچنان زد كه گمان كردند مردند ؛ و حد زنا هم زد و ريش هم تراشيد و روىشان سياه كرد . بعده در خيمهء اوشان همچو مثل ميّت آوردند . و حاجى حسن شيرازى گريخت . اگر پيدا مىشد مىكشتند . غرض ، عباس گنجى زنده بود و عكّام هم زنده است ، - بفضله - . بعد نماز عشا براى رفتن آقا رجب على لنبونى رفتم . در راه ميرزا اسماعيل دوچار شدند همراه ميرزا را گرفته ، نزد ميرزا رجب على رفتم . در آن‌جا سيد عبد الوهّاب و شيخ محمد لواسانى و ميرزا ابراهيم خان و پسر كلان رجب على و رجب على نشسته بودند . من و ميرزا اسماعيل و ميرزا كاظم و ميرزا محمّد على رفتيم . قهوه و قليان دادند . بعده طعام آوردند ، خورديم . بعد چهار ساعت شب گذشته به خيمهء خود برگشتيم . وقت عصر شيخ خلف و سيّد نجفى ديگر آمده بودند ، قدرى نشسته رفتند . و حاجى جواد قريب مغرب آمده بود . - بفضله - شانزدهم صفر روز چهارشنبه : امروز يك عرب را كه مرد ، جنازه را بردند . و براى ضيافت ميرزا اسماعيل طعام مىپزانم كه امشب مهمان‌اند . و از يك روايت هفدهم اين ماه شهادت حضرت امام رضا - عليه السلام - فاتحهء امام است . شب ميرزا اسماعيل و آقا حسن آمدند ، طعام خوردند . قريب نصف شب نشسته بودند . بعد به خيمهء خود رفتند . من از مير سبحان على صاحب درس شرح صغير كه از تصنيفات مجتهد الزمانى آقا سيد على بود ، مىخواندم . - بفضله - هفدهم صفر از حساب رؤيت هجدهم صفر و غرّهء ماه همّت است ، روز پنج‌شنبه : امروز سيد ابراهيم آمده بودند . گفتند كه سيّد حسن صرّاف كربلاى معلّى زن وهابى نكاح كرده است . و فاتحهء سال پدر من است . تغمدّه اللّه فى غفرانه و أسكنه فى بحبوحة جنانه كه امروز سى و يك سال است كه فوت شده . تاريخ فوت اوشان « جانم ز جهان رفته » و تاريخ فوت ديگر اوشان « رفته به جنّت جوان » ؛ و وقت عصر سيّد حسن خراسانى و ملا على نقى آمده بودند . - بفضله - هجدهم صفر مطابق غرهء همت سنهء 1196 جلوسى مبارك ، روز مبارك جمعه : مىگويند كه ميرزا رضا قلى در راه‌اند . يك شخص بيمار است ،
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 100 | محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى