امّا در تقويم غرّهء صفر الخير است ، جنورى عيسويه سنهء 1816 روز دوشنبه ، عيد نصارى است : در مقام بريده ، جناب شيخ خلف آمدند و بعد جناب ميرزا اسماعيل ناظر شاه عجم و شيخ خزايل و تجار هراتىها آمده و شب هلال را رؤيت كرده ، بسيار باريك بود و بالا . و شب سرد بود .
به تاريخ غرهء شهر صفر الخير سنهء 1231 هجرى نبوى مقدّسه ، مطابق چهاردهم ماه مظفّر سنهء 1196 جلوسى مباركهء مرتضوى ، روز سهشنبه : امروز درماهه به درماههداران - بفضله - تقسيم كردم ؛ كلّهم هفده اشرفى دوبتى معه مزد آدميان و خدمتكاران و عكّامان از حاجى مفلح و مير يوسف على براى پول كشاكش شد . يعنى مفلح از مير يوسف على قرض مىخواست ، ايشان ندادند .
قريب بود دست به گريبان شوند . امروز روز ماتم كه سر مبارك حضرت امام حسين - عليه السلام - داخل دمشق گرديد ، و عيد بنى اميه است لعنة اللّه على بنى أمية قاطبة و لعنة اللّه على قتلة الحسين و أصحابه . مىگويند فردا حاجّ كه حج كرده از مكهء معظمه آمدهاند ، مىروند . من به خانه خطوط - بفضله - مىنويسم . و وقت عصر اسماعيل و غلام على پول نگرفته رفتند . و محمّد بيك قنبر هم قدرى فساد كردند ، امّا نرفتند . و بعد عشا باز غلام على و اسماعيل آمده ، بر تقصير خود قايل شده ، پول در ماهه گرفتند .
- بفضله - دويم صفر روز چهارشنبه : امروز آدم حاج كه از مكّهء معظّمه آمده بودند از درعيّه از نزد عبد اللّه بن سعود آمد . اسب و شمشير پس فرستاد ، مگر قرآن و شال گرفت و اخبار ميرزا رضا قلى هيچ نگفت ؛ مگر اين گفت كه - ب فضله - تا فردا خبر معلوم خواهد شد . و من - بفضله - امروز حجامت گرفتم و عصرى نزد ميرزا اسماعيل رفتم .
- بفضله - سيوم صفر روز پنجشنبه : امروز باز اسماعيل شرارت كرد . بيرون كردم . و بر قنبر غصّه شدم . باز معاف كردم . و محمد بيك از آزار فتق از چند روز بيمار است و امروز تولّد حضرت امام محمّد باقر - عليه السلام - است و شب حسينا گريخته بود معه طفل خود باز يافتند .
- بفضله - چهارم صفر روز مبارك جمعه : شيخ خلف امروز صبح نزد من آمده
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص٩٤