تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
مازندرانى تاجر خويش ميرزا كاظم قرض گرفته دادم . خط عبيد اللّه بن عاشور اصفهانى است و قرآن هشتاد و سيم است كه نوشته . و دعاى « صنمى قريش » شروع كردم براى مير سبحان على - سلمه اللّه تعالى - و قدرى تگرگ آمد و باران هم شد . و شب خواب ديدم كه نماز صبح مىخوانم و نواب مجد الدّوله بهادر برادر من باهم شير برنج مىخورم . و ساعت كه پيش ميرزا اسماعيل ناظر بود فرستادند . و ميرزا كاظم دوازده اشرفى به عيال ميرزا محمد حسين از من گرفته ، قرض دادند . بيست و سيوم محرم الحرام روز دوشنبه : در مقام بريده . جناب ميرزا اسماعيل ناظر بدون ساعت دريافتن وقت سحر را از سبب بسيار حيران بودند ، خواهش نمودند به خدمت ايشان فرستادم . امّا هوا گرم است با وجود چلّهء بزرگ . « 23 محرم ، خواب ديدم كه جناب آغا سيد على فوت كرده‌اند . مردم بسيار هجوم كرده‌اند و جنازهء ايشان را گذاشته‌اند و نماز مىخوانند . من هم حاضرم و شماره . . . . سيجلها [ كذا ؟ ] مىكنند . من از اين خواب ترسيدم و صبح بيدار شده ، به ميرزا كاظم و سبحان على نقل كردم . ايشان تعبير خوب دادند ، لاكن من مشوّش بودم . خدا خير كند » . « 42 » بيست و چهارم محرم الحرام روز سه‌شنبه : در مقام بريده . امروز حاجى مفلح و سيد حسن صرّاف كربلاى معلّى و شيخ خزايل آمده بودند . و وقت عصر سيد نور الدّين مكاوى نيز آمدند و وصف آب و هواى و ميوه‌هاى طايف را بيان مىكردند و نقل‌هاى خوب داشتند . و دعاى « صنمى قريش » كه به جهت سيد سبحان على مىنوشتم ، بعون اللّه تمام نمودم . و مير يوسف على دايم الاوقات در نزد جناب بيگم صاحبه - دام ظلّها - فرصت جسته از جانب من سخنان كه خلاف طبع مباركهء ايشان بوده باشد ساخته ، عرض مىنمودند كه جاى خود در خدمت اوشان وانمايند . و مسموع الكلام كردند ، و مرد عاقل و زيرك خود را قلم مىدهند ، حال آن‌كه فتنه‌انگيزى است : الفتنة أشدّ من القتل :
نيش عقرب نه از پى كين است * مقتضاى طبيعتش اين است
هامش
( 42 ) . داخل گيومه در حاشيه نوشته شده است .
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 91 | محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى