ديناند و ما كه را مشترك مىدانند و خون ريختن مايان را مباح مىدانند . زارزار مىگريستند و هردو حجّاج با همديگر ملاقات نموده قيامتى برپا كردند كه وصف آن نمىتوان كرد و گفتند كه اهل مكّه و مصرى و شامى و مخالفين روز جمعه كه هشتم ذى حجة الحرام بود ، حج نمودند اما عجمان و اعراب عراقى همه به اجازت حسن پاشاى مكه معظّمه به روز شنبه دوباره در عرفات رفته وقوف عرفات را دريافتند و درهمى نه از عجم و شيعه نگرفته ، كمال محبّت نمودند ؛ و بسيار بر عجمها خوش گذشت هم در مكّه و هم در مدينهء مشرّفه . و ديگر ارزانى و فراوانى همه چيز را بيان كردند . و خبر برگشتن حجّاج عراقى از ملعنت مبارك ظاهرى را در نهم ذى حجهء در وقوف عرفات شنيده بودند و تأسّف بسيار كردند .
و شب حملهء حيدرى خواندم .
بيست و هفتم محرم الحرام روز مبارك جمعه : در مقام بريده ، امروز جناب شيخ خلف به ديدن من آمدند و يك آينهكار عجم به سه ريال فرانسه خريدم . و دعاى « صنمى قريش » براى ميرزا كاظم شروع كردم به نوشتن ، و ملّا على نقى براى ملاقات من آمده .
بيست و هشتم محرم الحرام روز شنبه : در مقام بريده ، و امروز براى ملاقات سيد حسن خراسانى پيشنماز و آقا رجب على و جناب ميرزا اسماعيل ناظر شاه رفته ، و شب حملهء حيدرى خوانده ، و هم واقعهء رسيدن اهل بيت - عليهم السلام - به مدينه طيّبه خواندم ، كه بيستم امام مظلوم بود . و شب شتران كه مست شده بودند عفعف مىكردند و نگذاشتند كه به خواب رويم .
بيست و نهم شهر محرم الحرام روز يكشنبه : در مقام بريده ، خيمههاى خود را از دست شتران مست كه اذيت مىدادند كنده ، به موجب استخارهء قرآن مجيد نزديك ديوار قلعهء شهر بريده خيمه زدم . و نياز حضرت امام - عليه السلام - دادم و جناب شيخ خلف و جراح نواب فتحعلى شاه حاجى اسماعيل طهرانى پسر حاجى قاسم معلى جراح كه از مكّه مراجعت نموده بودند ، به ديدن ما آمد و گزارش راه مكه را از شام تا الى مدينه و مكّه و مراجعت تا الى بريده همه را به تفصيل بيان نمود . در حقيقت خوش گذشت .
سلخ محرم الحرام كه سىام بوده باشد به موجب شرع كه رؤيت نشده بود ،
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص٩٣