آنجا را بسيار نوشته بودند ؛ و مردم آنجا خليق و زودآشنا و همه چيز ارزان . و شخصى از درعيّه آمده ، مىگفت كه عبد اللّه بن سعود ، مبارك را ملامت نموده كه چرا حجّاج را برگردانيدى ؛ و شيخ عنيزه محبوس است و منتظر شما و بزرگان حاجّ مىباشد و پول را كه مبارك برده بود به خانهء مطوّا گذاشته متصرّف نشد .
هشتم شهر محرم الحرام روز يكشنبه : در مقام بريده شيخ خلف و حاجى مفلح آمدند و با مير يوسف على گفتگوى پول در ميان بود كه به حاجى مفلح قرض داده بودند . و شب واقعه باز خواندم . و شب باز سرما شدّت نمود .
نهم ماه محرم الحرام روز دوشنبه : در مقام بريده ، روز تاسوعا . آن روز بسيار سرد است . و وقت شب ملا باقر خراسانى روضهخوان را طلبانيده و مردم عجم كه چادر ايشان نزديك بود و محمّد صادق خان اودگيرى و آقا مهدى كاظماوى هم آمدند ، و مصاحبان هم كه همراه هستند مجتمع شده ، روضه خوانده شده ؛ و اين جانب هم خواندم و تمام شب نشسته بوديم .
دهم شهر محرم الحرام روز سهشنبه : روز عاشورا كه بر سر سيّد الشّهدا و اهل بيت طاهرين او - عليهم السلام - از دست امّت بىدين جفا آيين چه مصيبتها و محنتها رسيده . از زمان حضرت آدم - عليه السلام - تا خاتم النّبيّين - صلى اللّه عليه و آله و سلم - بر هيچ احدى از انبياء و اوصيايشان چنين واقعهء هايلهء جانسوز و محنت غماندوز نديده و نشنيده .
تا چرخ سفله بود خطايى چنين نكرد * بر هيچ آفريده جفايى چنين نكرد
و آنچه بر اولاد امجاد و اصحاب آن حضرت - رضوان اللّه عليهم اجمعين - در دشت ماريهء كربلاى معلى گذشته ، از بيان آن دلهاى مؤمنين كباب شده و جگرها گداخته و از چشمان سيلاب اشك جارى است . خوشا سعادت كسى است كه درين غم براى آقايان خود كه مقرّبان درگاه ربّ العالميناند و شهيدان راه خداى عزّوجلّاند ، گريان و محزون باشد . چنانچه سيّد المرسلين - صلى اللّه عليه و آله - فرموده : « من بكى على الحسين أو أبكى أو تباكى وجبت له الجنّة » .
افسانهاى كه كس نتواند شنيدنش * يا رب بر اهل بيت چه آمد ز ديدنش
هست از ملال گرچه برى ذات ذو الجلال * او در دل است و هيچ دلى نيست بىملال
ترسم جزاى قاتل او چون رقم زنند * يكباره بر جريدهء رحمت قلم زنند