هوا تند بود . و حاجى صالح آمد و رفت . و بعد حاجى جواد آمد كه ناخوش هستم ، اسهال دارم . و شكوهء ميرزا رضا قلى مىكرد و يك خيمهء كتان كهنه يك ولكى « يك ستونى » از مال شريف مكّه بود . دست به دست به بريده رسيده بود .
براى رفيقان خودم به مبلغ هشت اشرفى دوبتى و يك قروش عين خريدم ، به عوض خيمهاى كوچك كه اندرون استاده كرده بودم . حضرات استاده كرده ، استراحت كردند . شام ماه را ديده و دعا خوانده ، واقعهء حضرت سيّد الشّهدا - عليه السلام - خوانده شد در چادر نو . شب قدرى بارش شد . و دزد آمده عباى سيد حسين را برده بود ؛ سيد موصوف بيدار شده دويده ، دزد عبا انداخته ، گريخت .
آنچه معلوم شد ، باز اهل جبل شمّر بودند ، و الّا نه بر اهل بريده گمان نيست ؛ و اللّه اعلم .
چهارم شهر محرم الحرام روز چهارشنبه : در مقام بريده سرما كم شده ، روزها ابر است . شيخ خلف به دست ميرزا كاظم پيغام فرستاده كه موافق شرع انور مقطع حاجى مفلح فسخ شده ؛ و تا مكّهء معظّمه دو ثلث مستحقّ بود ؛ حال تا بريده موافق مكهء معظّمه منازل حساب شده ، مگر خاوات حرب چندى باقى است و رفقهى عطيب و يك عرب ديگر بر ذمّهء مفلح باقى است ؛ حساب نموده ، دو ثلث وضع نموده ، آنچه پول شما باقى است يا شتران را به قيمت اينجا بردارند كه ضرور دارند و يا فروخته وجه به شما بدهد . بعد از مشورت و استخاره ، خودم پانزده شتر قيمت نموده ، به موجب حساب خودم خريدم . از من جمله سى شتر كه مال حاجى مفلح بود ، كه الحال مشترك فيما بين مىباشد ، با جهاز فىّ شترى بيست و هفت ريال فرانسه و چيزى افتاده ؛ و قدرى پول كه باز باقى ماند به جهت خوراكى شترها و جمّال دو ماهه حساب نموده ، فارغ شدم . و در پتن لنگر نواب عظيم الدّوله بهادر است . و در همهء مكانها تعزيهء حضرت سيّد الشّهدا - عليه السلام - برپاست . امسال عجب اتفاق افتاده در ولايت مخالفان ، كه نمىتوان آواز تعزيه درآيد ، شكر است . و امروز تعمير خيمهء نو نموده ، شب واقعهء حضرت عباس - عليه السلام - خواندم . و شب ابر بود و جناب شيخ خلف و حاجى صالح عصرى آمده بودند .
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص٨٣