تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
دست به يخه « 37 » شدند .

[ اقامت دو ماهه در بريده ]

بيست و هفتم شهر ذى حجهء روز چهارشنبه : در بريده مقام و هوا سرد است . و حجّاج چنين يافتند كه يك ماه و دو ماه هم از اين‌جا به مكه و مدينه نخواهند رفت ؛ و زمستان به سر آمده و وقت حج يك سال است . بهتر آن است كه در شهر خانه اجاره كرده بمانند . چنان‌چه خانه‌ها گرفته ماندند . و عصرى برادر حاجى صالح ، حاجى مهدى آمده مىگفت كه حاجى صالح و ميرزا رضا قلى به درعيّه در اين چند يوم خواهند رفت كه امورات درست نموده ، برگردند . چون چنين يافتم ، اقامه نموده نماز تمام كردم ، و آدم معين نمودم كه يك خانه براى دو ماه كرايه بكنند كه [ در ] شدّت سرما در ولايت باشيم . و تقيّد حاكم بريده بر اهل آن ولايت بر زن و مرد در خصوص بر وقت خواندن نماز نه به حدى است كه به تحرير توان آورد . اگر معاملهء لكوك « 38 » باشد ، همه را گذاشته مردها در مسجد و زن‌ها ترك معامله نموده ، به استعجال تمام به خانه رفته ، نماز گزارده مراجعت مىنمايند . تخلف ندارد و اگر خرده‌اى بعد از اذان توقف بكنند ، آدم‌ها در اين خصوص معين و در كمين مىباشند كه ضرر مالى مىرسانند و زده به مسجد مىبرند . در پنج وقت بايد مجموع امورات خود را گذاشته ، به استعجال تمام به اوّل وقت فضيلت نماز ادا نموده ، پى شغل خود مىرفته باشند . و زن‌هاى بالغ روبند داشته باشند ، چه حرّ و چه مملوك ، چه سياه و چه سفيد . خلاصه اين ملاعين در امورات ظاهريه دين به وضع خود بسيار مقيّدند ؛ و خصوصا در ولايات حجيلان كه پير كهنه‌كار صاحب‌فكرى بهتر از اين عبد اللّه بن سعود ندارد . بيست و هشتم ذى حجهء روز پنج‌شنبه : در مقام بريده صبحى حاجى محمّد مهدى برادر حاجى صالح و بعضى نقلها گرفته رفت . و اين جانب براى ملاقات ميرزا رضا قلى رفتم به خيمه اوشان ، و صحبت مىداشتم ؛ كه در بين اختلاط ،
هامش
( 37 ) . در حاشيه : يعنى گريبان . ( 38 ) . شايد جمع « لك » . واحد شمارش .