تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
و اين محلّى بوده كه چندگاه كشتى در اين‌جا استاده بود ، چنان‌چه پيشتر از اين ذكر آن شده . هجدهم شهر ذى حجة الحرام سنهء 1230 هجرى مقدسهء نبوى - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - مطابق غرّهء ماه حرام سنهء 1196 جلوسى مباركهء مرتضوى - صلوات اللّه و سلامه عليه - : شروع سال كه روز نوروز بوده ، حضرت امير المؤمنين امام المتّقين اسد اللّه الغالب على بن ابى طالب - صلوات اللّه عليه و سلامه - بر مسند خلافت نشستند و حق به مركز به حق قرار گرفت ؛ و اتفاق آن روز هجدهم ذى حجّه بود ، موافق عيد غدير خم .
اگرچه به هر عصر و هر روزگار * روان بود حكمش چه ليل و نهار و لاكن در اين سال شير خدا * نشسته به جاى شه دو سرا
روز دوشنبه عيد غدير است باعث سرور مؤمنان . سبحان اللّه سال گذشته در اين روز در كربلاى معلّى بودم ، و امسال در حبس منافقين گرفتاريم . امّا خود به خود سرورى و فرحى رخ نمود . بعد از زيارت و ادعيه و ملاقات و مصافحه و تهنيت كه مؤمنين با همديگر كردند ؛ از بركت روز مبارك جليل القدر ، جناب احديّت فرح دوباره كرامت فرموده ، خواب آن مؤمن صادق به ظهور آمد . يك مرتبه فرياد الفلاح « الفلاح يعنى وقت كوچ مىگويند » برخاست ، كه بار كنند . يقين حاصل شد كه من بعد ديگر چنين گيرى براى حجّاج نخواهد شد . ديگر روز به روز بهترى است .
يا على گفتى چو درمانى به درمانت رسم * يا على درمانده‌ام ، اكنون به فريادم برس
و غلامان خود را رهايى دادى ، خصوص زوّاران برادرت را ؛ قربان نام مبارك تو « هزار جان گرامى فداى نام على » . خلاصه به خوشى بار نموده ، حجّاج به راه افتادند و از آن كوه‌ها و درّه‌ها كه دور و مادور حجّاج بود به صورت زندان ، بيرون آمدند . به ده نبهانيّه كه از اوّل ديهات ولايت قصيم است و در دامن كوه واقع است و هرسه سمت و از و دلگشا بود و نخلستان اطراف قلعه او بوده ، منزل نمودند ؛ و جناب شيخ خلف شب پيغام فرستادند كه من از همين مكان از حجّاج جدا شده همراه جست و محمّد دمّاج حمله دار اهل ولايت مزبور روانهء