تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
مقام منزل داشتيم . دزدان بسيار هستند . غافل كردند ، بردند . بيست و پنجم ذى قعده روز يكشنبه : نماز صبح خوانده ، حجاج بار كردند . دليلى كه از « جبل ابن على » همراه كرده بود ، اسم آن قتلان است . و دليلى سعود بن عبد العزيز وهابى بوده و بهتر از اين دليلى نبوده و نمىباشد . در اين زمان در شب تار هم راه مىرود و تعهد كرده كه در ده روز به مكّه معظّمه مىرسانم . پانصد دوبتى خواهم گرفت . خلاصه تمام روز راه رفتند . و ابر بود و هوا تند بود و كوه و درّه بسيار بودند . وقت غروب شمس در صحرايى كه آب نبوده فرود آمدند . شب عباى ميرزا محمد على و احرامى شيخ خلف را دزد برد . هرچه مردم عقب آن دويدند ، فايده نبخشيد . بيست و ششم ذى قعده روز دوشنبه : وقت طلوع آفتاب بار كردند . در راه بسيار كوه‌ها بودند . و ابر شد و باران باريدن گرفت و هوا هم تند شد . در راه چاه‌هاى آب بود و از شدّت باريدن خرده‌اى آب مردم برداشتند و پاره‌اى به شتران خورانيدند و زود روانه گرديدند . وقت اوّل ظهر منزل كردند و در آن‌جا هم چاه‌هاى آب بود . خيمه‌هاى ما را عكام‌ها يعنى فراش‌ها پيش برده زده بودند ، و دور از حجاج ؛ و احقر در نزديكى حجّاج پايين آمده ، آدم فرستادم كه خيمه را از آن‌جا بيارند و در اين‌جا بزنند . و حاجى مفلح اصرار مىنمود كه در آن‌جا بهتر است . قبول نكردم . تندى با عكام و آدم‌ها نمودم . جناب شيخ خلف آمده و خواهش نمودند كه همه‌ها مىرويم و در همان مكان على حدّه مىمانيم .

[ حديده ]

به موجب اصرار ايشان قبول نموده و سوار شده در خيمه‌ها پايين آمدم . و آب اين‌جا نه خوب است و نه بد . و اسم اين منزل حديده است ( سرحدّ عنيزه‌ها ) . يك ساعت روز باقى مانده ، دزدان عنيزه پيدا شدند . علانيه دزدى مىكردند و هيچ خوفى و پروايى نداشتند . و از جبل ، حجّاج و حمله‌داران تفنگچى نگرفتند ، با وجود كه ابن على حاكم جبل گفته بود . قصور حمله‌داران بود . غرض عبا و عمامه و چفيه بر سر حجّاج نمىگذاشتند . عرصه بر حجّاج تنگ نمودند . جرأت نداشتند كه از خيمه به جهت سرآب ( يعنى خلا ) رفتن بروند . تا غروب آفتاب فرياد و