روانه گرديد ؛ و احوال بيگم صاحبه به حال است . اما قدرى درد ريحى در پهلو دارند . وقت مغرب حجّاج فرود آمده ، منزل نمودند . خداى تعالى صحّت كرامت فرمايد .
يازدهم شهر ذى قعده روز يكشنبه : تولد مبارك حضرت امام رضا - عليه السلام - است . صبحى حجّاج روانه شدند . وقت مغرب فرود آمدند در صحرايى .
و مزاج بيگم صاحبه باز كسلمند گرديده . آن روز ميرزا محمد على با احقر در كجاوه نشسته بود .
[ لينه ]
دوازدهم ذى قعده روز دوشنبه : از نصف شب بار كردند . وقت عصر - بفضله - در لينه كه پنجاه چاه است ، [ فرود آمدند . ] مردم [ با ] اغراق بسيار مىگويند كه بسيار چاه است ، از صد و دوصد متجاوز مىگويند . همه سنگ را بريدهاند كه شغل ديوان است . بسيار گود است . آب آن نسبت به آب سلمان بهتر است . و از شدت تشنگى در راه بسيار شترها تلف شدند و مردم هم نزديك به هلاكت رسيدند و تنگى آب بسيار بود . به ورود آن مقام ، مردم بالاى چاهها ريختند و آب برداشتند و شتران را آب دادند . و احوال جناب بيگم صاحبه به حال است ، الحمد للّه ربّ العالمين .
سيزدهم ذى قعده روز سهشنبه : مقام نمودند كه شتران آب بخورند و مردم آب بردارند . خلاصه در چهار منزل كه آب نبود ، تصديعهء آب بسيار كشيديم ، با وجود [ ى كه ] حاجى مفلح حمله دار ما تعهدها نموده بود كه « كمى آب نخواهد بود ، از من آب بگيرند » . مطمئن شده بودم آن مقدار كه آب برداشته بودم ، حكامهايى كه همراه ما بودند ، خيكها را سوراخ نموده ، خودها آب مىخوردند .
و بهانه مىكردند كه خيكها عيبى به هم رسانيده ، آبها ريخته . يك رومى ، دو رومى عين مىگرفتند كه بدوزند . غرض حيران مىساختند ؛ و هرچه به حاجى مفلح مىگفتيم هيچ سود نبخشيد و جوابهاى بىمغز مىداد . و به بازديد