حجّاج نماز ظهر و عصر كرده ، باز سوار شده . مغرب گذشته ، منزل شد ؛ و جناب بيگم صاحبه در اين منزل بسيار تعب كشيدند ، ولى آرام بودند . و شخصى در بين راه فوت شد از حجاج ؛ و آب هم نبود . « شب را در منزل دويم كه سلمان نام دارد برده ، غسل داده ، دفن كردند . »
هفتم ذى قعده روز چهارشنبه : قبل از صبح بار كردند و روانه شدند . در بين راه نماز صبح خوانده ، سوار شده . تمام راه سنگ چخماق بود . نزديكى سلمان تل بزرگى بود كه به صعوبت پايين رفتند . و عصر به منزل رسيدند كه در آن منزل چاهها بودند . آب آنها شورمزه بود . شترها را آب مىدادند كه سه روز بود كه شترها آب نخورده بودند . و اعراب و حجّاج كه پيشتر از اينجا عبور نموده بودند ، تعجب مىنمودند كه هيچ اوقات در اين چاهها آب به اين افراط و خوبى نديده بوديم به قليل . حجّاج دو سه يوم منزل مىنمودند كه تا حاج و شترهاى ايشان به دعوا و قيلوقال آب برمىداشتند . به سهولت تمام آبگيرى نمودند و چهار يوم ديگر آب نيست . و جناب بيگم صاحبه از تعب ديروزه و امروز تب كردند و خاكشير خوردند . بىقرارى داشتند و هيچ غذا نخوردند . و شب جاريه كهن كرج كه آبستن بود پسر زائيد . چون در منزل سلمان بهوجود آمده بود ، سلمان نام گذاشته شد .
هشتم ذى قعده روز پنجشنبه : حجّاج مقام نمودند كه چون شتران سه روز آب نخورده بودند و چهار روز ديگر آب نخواهند خورده ، دو سه دفعه آب سير بخورند و تعبشان هم رفع شود . اين هم افاقه شد براى جناب بيگم صاحبه كه تب رفع نشده بود و تمام شب گذشته بىقرار بودند . جناب احديّت شفاى عاجل و صحّت كامل كرامت فرمايد - بمحمّد و آله الامجاد - . و تمام آن روز مردم در آبگيرى و خورانيدن آب به شتران مشغول بودند .
نهم ذى قعده روز مبارك جمعه : صبحى از سلمان شتران را آب داده بار كردند . تا شام راه رفتند . وقت نماز مغرب فرود آمدند در صحرايى كه هيچ آب و علف نبود . الحمد للّه احوال جناب بيگم صاحبه به حال است از نسبت يوم قبل .
دهم ذى قعده روز شنبه : صبح قافلهء حجّاج از سه ساعت شب باقى مانده
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص٤٤