مىباشد ) خواهند رفت ؛ و به احقر نيز تكليف نمود كه فردا كوچ است ، مخبر باشيد و تهيهء راه را داشته . در جواب او گفتم جناب ميرزا فردا را موقوف بدارند كه اوّل قمر در عقرب است ، و ثانيا روز پنجشنبه از خدمت معصوم به سفر رفتن خوب نيست ؛ يك روز را ديگر متحمّل شده ، شب جمعه را در خدمت معصوم - عليه الصّلاه و السّلام - مشرّف بوده ، روز جمعه روانه شوند . و پيغام به ميرزاى موصوف دادم كه من نخواهم رفت و شما هم نرفته باشيد . از آنجا برخاسته به صحن مقدّس رفته و ماه را ديده و زيارت نموده ، نماز كرده ، به خانه برگشتم .
غرّهء ذى قعدة الحرام سنهء 1230 هجرى نبوى مقدّسه مطابق چهاردهم عظيم الفايده سنه 1195 جلوسى مرتضوى مباركه ، روز پنجشنبه : صبحى قافلهء حجّاج بار كرده ، روانه گرديد . آنچه اسباب و اثقال از كجاوه و محامل و خيمه و غيره و آدمها كه همراه حاج بودند ، همه روانه گرديدند و من در شهر با همرهان تنها ماندم . لاچار شده بنا را به استخاره نموده ، پى هم استخاره نمودم . هرسه استخاره بد آمده . مخالفت استخاره ننموده ، با وجود اصرار محبّان و دوستان دست از قافله برداشته در نجف اشرف ماندم . و بنا چنين گذاشتند اعيان و بزرگان و علماى نجف اشرف كه شيخ بعيج را كه بزرگ اعراب عراق است همراه خود ببريد .
خلاصه به موجب صلاح خيرانديشان قبول نموده و بند و بست با شيخ عرب و با چاروادار نموده و تدارك ديده ، شب جمعه در آستانهء مقدسه زيارت و نماز و تلاوت قرآن و دعا به عمل آورده و وداع نموده ، چهار ساعت از نيم شب گذشته بار نموده ، احقر با جناب حضرت والده صاحبه در كجاوهء قاطرى سوار شده و رفقا نيز همراه ، و جناب سيّد موسى مازندرانى و اسد على برادرزادهء ميرزا فتح على و شيخ مزبور به طريق تيار همراه گرديده كه تا رهبه كه عين السيد باشد رسانيده ، برگردند .
[ عين السيد ]
دويم روز جمعه شهر ذى قعدة الحرام : نزديكى عين السيد صبح شده ، نماز گزارده و بار نموده ، اوّل طلوع آفتاب داخل حجاج كه نزديكى قلعه رهبه افتاده بودند ، شديم . و عين السيد براى آن مىنامند كه آب كهريز مىباشد . شورمزه