هندى معرفى مىكند ، در انجام اعمالش ابراز تقيّه هم بكند . وى از اينكه برخى از عجمها به خواندن برخى از دعاها پرداخته و آشكارا خود را در معرض خشم سنيان قرار مىدهند گلايه مىكند . با اين حال ، در پرده تقيه ، همه اعمال و اوراد و زياراتش را به آرامى خواند و در اين زمينه ، هيچگاه گرفتار مشكلى نمىشود .
ذيل رويدادهاى روز 22 جمادى الاولى سال 1231 از دو رويداد همزمان در ارتباط با بقيع ياد مىكند . يكى آنكه « يك عجم را بسيار در حرم زدند ؛ وقتى كه بياض مىخواند ، در آن زيارت و غيره بود » و نكتهء ديگر آنكه « وقت عصر عجمها صندوق مبارك ائمهء اربعه - عليهم السلام - در بقيع نصب كردند . الحمد للّه ربّ العالمين » . به مناسبت روز 25 همان ماه مىنويسد : « ضريح جناب سيدة نساء العالمين - صلوات اللّه عليها و على ذرّيتها - در بقيع نصب كردند ، و پيشتر صندوق مبارك ائمه - عليهم السلام - نصب شده بود » . چند روز بعد از آن « شنيدم كه بعضى از عجم زيارت عاشوره در حرم مىخواندند . آن بياض را نزد قاضى بردند و عجم را زدند . غرض ، عجمها بد كار كردند » . و باز چند روز بعد « عجمها را اذن على بيرون كرده ، تأكيد نمود كه در بازار هيچچيز به ايشان نفروشند » .
زمانى كه يكى از اين ستمگران از حمله دار و غيره مىمرد ، عجمها جشن مىگرفتند : حاجى صالح حمله دار وقت عصر فوت شد ، عيد عجمها شد . براى همين زندگى ظلم مىكرد ؟
6 . اطلاعات ديگرى از اين سفرنامه
مؤلف غير از پرداختن به حجاج خارجى و مطالبى كه دربارهء حجگزارى آنان دارد ، توضيحاتى نيز دربارهء حجاج بومى به دست مىدهد : « حجاج جدّه براى زيارت رجبيه به مدينه مىآيند » . همينطور به نقد برخى از رفتارهاى اهل مدينه و تركها مىپردازد : « تركها در باغ سهتار مىزنند ، لهو و لعب مىكنند و بازى تخته نرد انجام مىدهند . و جايى مىنويسد : سيد درويش را ديدم . شراب خورده در مسجد شريف مدهوش ايستاده است و بىخود بود » .
وى اطلاعات اندكى از موقعيت زنان در امر حج مىدهد . البته از مادرش كه