مىدانند : « مردم مدينه بسيار اعزاز و اكرامشان مىكنند و ايشان را شيعه هم مىدانند . و بنى هاشم نيز گويند طايفهء بزرگ و شيعهاند ، رفتم . بسيار محبّت و اكرام كردند » .
4 . مصائب حجاج در راه جبل و نجد
شايد براى مدخل اين بحث اين نقل مؤلف جالب باشد كه مىنويسد :
« حملهدارهاى ملعون بىايمان بر حاج بيچاره ظلم و تعدّى از حد زياده مىكنند .
به زور چوب و چماق پول عبث و ناحق مىگيرند . يك شخص را همچو زدند كه بيچاره فوت كرد . همانجا دفن كردند . غرض ، عجب مصيبت است . كسى به كسى نمىپرسد » .
مؤلف اساسا اين سفرنامه را در شرح « مصائب » حجاج نوشته و اين مطلب از نام كتاب آشكار است . مصيبتهايى كه حجاج در اين سير سخت و صعب و طولانى طى كرده و به خاطر آن به حج نرسيده و به اجبار يك سال در حرمين ماندند ، حجم آن مصائب چند برابر شده است .
در آن دوره تاريخى ، گرچه راه شام هم مورد استفاده بود ، اما راه جبل و بصره و نجد يكسره و شايد بتوان گفت غالبا مورد استفاده حجاج بود و عربهاى حرب و شمّر و عنيزه و ديگران ، چنان ستمى بر حجاج روا مىداشتند و آزار و اذيتى مىكردند كه نشان آن را در هر گزارش و سفرى از اين دوره و تا يك قرن بعد مىتوان يافت . وصفى از اين آزارها در گرفتن خاوه و ماليات ، در برخوردهاى زشت عكام و جمّال و غيره با حاج در اين سفرنامه آمده است كه موى را بر تن انسان راست مىكند . سطرسطر اين كتاب بهخصوص آنچه مربوط به سفر وى از كربلا تا مدينه و در بازگشت ، از حجاز تا عراق است ، مملو از اين فشارها و زورگويىها و ستمهاست . نويسنده هر بار مشتى از اقدامات آنان را بيان مىكند و در نهايت تأكيد مىكند كه اگر بخواهد شرح كامل آنها را بنويسد ، در اين كتاب نگنجد .
از همه بدتر دزدىهاى شگفتى است كه در طول راه از حجاج مىشود . در اين زمينه گردآورى اطلاعات اين سفرنامه به تنهايى بيش از چندين صفحه