تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤

5 . رفتار تحقيرآميز با عجم

نويسنده بر هندى بودن خود تأكيد مىكند و اين درست وقتى است كه مىبيند اهالى مدينه او را عجم پنداشته و رفتار ناهنجار با وى دارند . به محض اين‌كه او خود را هندى معرفى كرده و تقيه مىكند ، مورد احترام واقع مىشود . وى در مدينه به شيخ الحرم مىگويد : « مگر شما ما را عجم مىدانستيد ، من هندى هستم . گفت : پابوس مىكنم شما را ، خاطرجمع باشيد » . طبيعى است كه با شاهزادگان ايرانى هم برخورد خوبى مىشود ، اما عامّه عجم در هر كجا ، مكه و مدينه ، بشدّت تحقير مىشوند . در اين‌باره ، در چندين جاى اين سفرنامه مطالب باارزشى وجود دارد . از همان ابتدا و در مسير ، در پول گرفتن در حق عجم نهايت ستم مىشود : « ناله و زارى عجم‌ها به كهكشان فلك رسيد و بر غريبى حجّاج دل مىسوخت . و چاره‌اى نداشتيم » . وقتى دست دزدان از ديگران كوتاه بود ، به سراغ عجم مىآمدند كه دفاعى نداشتند : « دستبرد غارت و نهب بر خيام عجم‌ها نمودند ؛ و هرچه مىيافتند مىبردند و مىزدند » . مبارك حربى وهابى در اين‌باره ، در طول راه بر حجاج عجم سخت مىگرفت : « محصّل‌هاى مبارك بر عجم‌ها شدّت مىنمايند ؛ و گريهء حاجيان بيت اللّه الحرام به بيت المعمور رسانيده و فرياد يا اللّه يا اللّه بلند و در كوهسار پيچيده . عجب حالتى است كه به شرح نخواهد گنجيد » . در مدينه هم ، مردمان متعصّب آن كار را بر زائران عجمى سخت مىگرفتند : مؤلف مىنويسد : « وقت عصر در مسجد نبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - رفتم و نماز خواندم . مزوّر « 4 » آمده زيارت خوانيد . امّا مردم بسيار متعصّب‌اند و عجم را نمىگذارند ، بسيار تشدّد مىكنند » . برخورد تحقيرآميز با عجم ريشه در گرايش آنان به تشيع دارد ، و الّا ديگر اقوام غير عرب از هندى و افغانى و غيره ، اگر سنى بودند ، رفتار زشتى با آنان صورت نمىگرفت . همين امر سبب مىشد تا نويسنده ضمن اين‌كه خود را
هامش
( 4 ) . در حاشيه : مزور خادم زيارت را گويند .
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 24 | محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى