براى ديدنم آمده بود . شب من براى ديدنش رفتم . خيلى محبّت و احترام ما كرد .
- بفضله - يازدهم ربيع الثانى روز مبارك جمعه : امروز فاتحه پير سنيان است .
( پيران پير - رضى اللّه عنه - است . روز بعد از اين روز عيد عظيم و نيز در كافى شيخ هم عيد است . ) امروز در خانهى حاجى صالح براى ديدن شيخ خلف صاحب رفتم . بعده به حمّام همان خانه رفته ، به خانه آمدم . حاجى ابراهيم خان براى ديدنم آمده بودند . و خواجه ويلسن هر روز از طرف باليوز براى كاروبار من مىآيد .
- بفضله - دوازدهم ربيع الثانى روز شنبه : امروز ميرزا اسماعيل و سيّد حسن خراسانى و شيخ خلف صاحب و آخوند محمد لواسانى و ميرزا عبد الوهّاب و ابراهيم خان و احمد خان و غيره آمده بودند . بعد رفتن اوشان مستر كهون آمده بود . كشتى و غيره - بفضله - درست كردم . شب وعده از ميرزا اسماعيل و ملا محمد لواسانى و احمد خان و ابراهيم خان گرفته بودم . آمدند ، چيز خورده ، رفتند .
- بفضله - سيزدهم ربيع الثانى روز يكشنبه : امروز نزد مستر كهون رفته بودم .
كشتى و غيره تيار است . سيّد عبد الصّمد آمده بودند . افواها گفتند كه داود افندى داخل بغداد شد و اسعد پاشا گريخت . خدا كريم است . كار من بر كريم است و بس . سليمان و ابراهيم اهل جهاز آمده بودند . ميرزا اسماعيل و احمد خان و شيخ خلف آمده بودند .
- بفضله - چاردهم ربيع الثانى روز دوشنبه : امروز مستر كهون آمده بود . خبر داخل شدن داود افندى به بغداد و قتل ميرزا محمد اخبارى « هندى آگراآبادى كه عالم زبردست و مجتهد در كاظمين - عليهما السلام - بودند » معه پسرش را شنيدم .
امروز اسباب را بر كشتى فرستاديم فردا ان شاء اللّه تعالى بر كشتى مىروم . امروز باد شمال شروع شد . شب براى ديدن مستر كهون رفته بودم . ميرزا اسماعيل ناظر همراه خواستند بيايند . بعده خواب ديده ، موقوف كردند . شيخ خلف صاحب و عيال آغا و غيره هم كشتى تيار كردند .
- بفضله - پانزدهم ربيع الثانى روز سهشنبه : صبحى - بفضله - سوار كشتى شدم . شيخ پيغام فرستادند كه يك ساعت انتظار ما كشند . من در كوت فرنگى
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص٢٣٨