شهر است . معطّل او هستم . بعده ناخداى سليمان آمد . - بفضله - لنگر برداشتند .
توپها براى ما سر شدند . هوا خوب اما كم است . بعده در قبلحه [ كه ] جزيره [ اى ] است ، رسيدند و لنگر كردند براى آبگيرى ؛ سليمان براى آب آوردن بر كنار رفت . دو ساعت از شب گذشته آمد . آغا جانى . . . . . آخر شب به رحمت الهى پيوست ، إنا للّه و إنّا إليه راجعون . وصيت كرد به نجف اشرف ببرد . بيست ريال فرانسه بعد از قالمقال بسيار راضى شدند كه همراه ، نعش را بيارند تا بصره .
- بفضله - هفتم ربيع الثانى روز دوشنبه : دو ساعت شب مانده لنگر كشيدند و روانه شدند . باد شمال است . جهاز بيريه كج مىرود . احوال شيخ خلف و غيره مردم به هم خورد ، استفراغ كردند . چرا كه جهاز بسيار حركت داشت . وقت مغرب لنگر انداختند . باز وقت سحر لنگر كشيده ، روانه شدند .
- بفضله - هشتم ربيع الثانى روز سهشنبه : به روايتى تولد مبارك حضرت امام حسن عسگرى - صلوات اللّه عليه و على آبائه الطاهرين و أبنائه الطّيبين - . دو ساعت روز برآمده جهاز لهم شده ، به زمين خورد . و خور بصره ظاهر است . باز قريب ظهر لنگر برداشتند . بعده باد قوس آمد . از فضل كريم كارساز تمام شب جهاز مىرفت . هردو طرف كناره و نخلستان پيداست . مردم آب شيرين مىخورند . غرض ، فضل خداى كريم شامل حال است . ( الحمد للّه رب العالمين )
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص٢٣٦