تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
- بفضله - بيستم ربيع الاول : روز مبارك جمعه : صبحى بار كردند . تا عصر رفته ، پايين آمدند . دو آب تلخ در راه گذاشتند . مىگويند كه از اين‌جا كه ما منزل كرده‌ايم آب يك فرسخ دور از اين‌جا است . مردم براى آب آوردن رفتند . وقت عشا آب آوردند . شب ابر بود . - بفضله - بيست و يكم ربيع الاوّل روز شنبه : صبحى بار كردند . يك ساعت رفته ، پايين آمدند . قدرىقدرى باران مىباريد . از اين سبب مىخواهم - بفضله - ميرزا محمد على را به بصره بفريسم پيش مستر كهون . تمام روز ابر بود . شب هوا صاف شد . ابر رفت ، سرما بود . - بفضله - بيست و دويم ربيع الاوّل روز يك‌شنبه : صبحى بار كردند . تا عصر رفته ، پايين آمدند . ميرزا محمد على را رفتن دو روز موقوف كردم كه قريب كويت رفته ، ان شاء اللّه تعالى بفريسم . آخر شب باران باريدن شروع شد . تا صبح كم‌كم مىباريد . تمام آسمان ابر بود . - بفضله - بيست و سيوم ربيع الاوّل روز دوشنبه : صبحى با وجود باران بار كردند . سه ساعت رفتند . هر وقت باريدن باران در ترقى بود ، لاچار منزل كردند بر آب غديرى . بعضى عرب روغن گوسفند آوردند ، مردم حجّاج گرفتند . تمام روز باران مىباريد . تمام شب يكسان باران بود . - بفضله - بيست و چارم ربيع الاوّل روز سه‌شنبه : امروز تمام روز باران بود . لاچار مقام كردند . خداى تعالى كريم و رحيم است بر ما ، فضل و كرم خود به زودى زود فرمايد . عكّام ما بسيار بر شرارت‌اند . هر روز يك رنگ مىآوردند . اللّه تعالى يارى دهنده‌ى ما است ، بمحمّد و آل محمّد - عليهم السلام - . شب هوا صاف شد و سرما بود . - بفضله - بيست و پنجم ربيع الاوّل روز چهارشنبه : صبحى - بفضله - بار كردند . تا عصر رفته ، پايين آمدند . دو غدير آب بود . از باران هواى روبروى شديد بود . شب سرد بود . - بفضله - بيست و ششم ربيع الاوّل سنه 1232 هجريهء مقدّسه روز پنج‌شنبه : صبحى بار كردند . در راه ، عرب‌هاى بنى خالد آمدند كه اخوه بگيرند . تا منزل