حمله دار يا به هرجا كه خواهيد برويد . به اعزاز و اكرام نوشت .
- بفضله - بيستم صفر روز اربعين يعنى چهلم از شهادت مبارك حضرت ابى عبد اللّه الحسين - صلوات اللّه عليه و آله - روز حزن و ماتم است . هزار افسوس ، امروز همه مردم در كربلاى معلى در زيارت حضرت سيّد الشّهدا - صلوات اللّه و سلامه عليه - متوجهاند . شايد آغا رجب على لنبونى هم رسيدهاند ، و ما در اين صحراى لقودق حيران و سرگردان هستيم . در اين صحرا زيارت اربعين خوانديم . بعده قافله بار كرد . وقت ظهر در صحراى بىآب پايين آمدند ، امّا هيزم است . و سه قافله شدند . همه به لحسه مىروند . اميدوار فضل و كرم خالق أرحم الرّاحمين هستم . شب بسيار سرد بود . هنوز امير حاج و غيره كسى نيامدند .
فردا هم - بفضله - بار است . مطابق سيوم ماه دفع عدو و بهجت و اولى .
خروج از درعيه
- بفضله - بيست و يكم صفر روز مبارك جمعه : امروز نصف چلّه بزرگ شده است كه در اين صحرا مىكرديم . الحمد للّه على كل حال - بفضله - صبحى بار كردند . هوا بسيار سرد بود و روبهروى بود . يك ساعت روز باقى مانده در جاى آب باران منزل كردند . امروز راه گم كرده بودند . بعده محمد بن ريشان دليل ( يعنى راهبر ) راه شده ، قافله را برد . مطابق چارم ماه بهجت و دفع عدو و اولى سنه 1197 جلوسى مبارك .
- بفضله - بيست و دويم صفر روز شنبه : امروز صبحى بار كردند . تا ظهر رفته ، در جاى آب و هيزم بسيار پايين آمدند . مىگويند كه تا سه روز ديگر آب نيست .
امير حاج تا حال نيامد . و عبد العزيز بن ادريس حمله دار ديروز از درعيّه آمد ، ملحق حاج شد . شب در چادر ميرزا اسماعيل ناظر عبد العزيز و فرهود و دخيل اللّه را طلبيدم كه فردا از حاج جدا شده ، به بصره مىروم . جنب « يعنى تفنگچىها » و دليل على حده كردم . در اين بين دخيل اللّه گفت كه تا زمين بنى خالد بروند . از آنجا جدا شويد كه راه پرامن است . ما هم قبول كرديم .
- بفضله - بيست و سيوم صفر روز يكشنبه : صبحى بار كردند . تا عصر راه