تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
مصيبت هست . بىدينان نه از خدا و نه از خلق مىترسند . بعضى را چوب مىزنند . يك شخصى پى زجر چوب جان به حق تسليم كرد . تمام روز داد بيداد . غرض ، قدرى وصول شد و باز باقى ماند . - بفضله - شانزدهم محرم روز مبارك جمعه : ديشب سوره « يس » و « مزّمّل » و دعاى كميل خواندم . صبحى بار كرده روانه شده وقت عصر راه مىرفتند . بعده در صحراى بىآب پايين آمدند . شب تمام در اين‌جا ماندند . - بفضله - هفدهم محرم محترم روز شنبه : امروز صبحى بار كرده ، روانه شده تا وقت مغرب رفته ، در جاى آب پايين آمدند . در راه سرما بسيار بود . شب هم بسيار سرد بود . - بفضله - هجدهم محرم محترم روز يك‌شنبه : امروز مقام است . حمله‌دارهاى ملعون بىايمان بر حاج بيچاره ظلم و تعدى از حد زياده مىكنند . به زور چوب و چماق پول عبث و ناحق مىگيرند . يك شخص را همچو زدند كه بيچاره فوت كرد . همان‌جا دفن كردند . غرض ، عجب مصيبت است . كسى به كسى نمىپرسد . نوزدهم محرم محترم روز دوشنبه : امروز هم مقام است . حمله‌دارهاى بىايمان و دين دزد ، در جمع‌آورى پول از حجاج بىاندازه بسيار ناحق و ناروا خواه‌خواه پول مىگيرند . غرض ، لخت ( يعنى برهنه ) مىكنند . هرچه است برده مىگردند . به زور و ظلم از . . . . . « 116 » - بفضله - بيستم محرم محترم روز سه‌شنبه : بعد از محنت . . . ميرزا رضا قلى و غيره بار كردند . در راه بسيار سرد بود . تا عصر رفته ، يك‌جاى بىآب پايين آمدند . در اين‌جا گوسفند آورده بودند . حجاج خريدند . شب سرد بود . - بفضله - بيست و يكم محرم محترم روز چارشنبه : امروز هم بار كرده ، صبحى رفتند . در راه قبيله‌هاى عرب . . . بودند . بسيار روغن و ماست و گوسفند و غيره فروختند . بعضى خريدند . غرض ، تا عصر رفته ، جاى بىآب فرود آمدند . شب بسيار دزدى مىشد . و اگر عرب‌ها بودند هم دزديدند ، و عكام‌ها هم از نام عرب‌ها مىدزديدند و سرد هم بود .
هامش
( 116 ) . چهار كلمه ناخوانا و نامفهوم .
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 217 | محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى