ريگ بسيار بود ، و خيلى هواى سرد بود . خليل عطار بيچاره از آزار زهير به رحمت الهى پيوست . خيلى حاج بيماراند . هر روز يك و دو مىميرند . خداى تعالى بخشش فضل فرمايد و همه را شفا از خزانه خود عطا فرمايد ، بمحمد و آله الطاهرين .
- بفضله - سىام محرم محترم روز مبارك جمعه : اين ماه سلخ دارد . صبحى بار كردند . تا عصر راه رفتند . خيلى پست و بلند ريگ بود . بعده در زمين ريگ بىآب پايين آمدند . عكام و همهى خدمتكاران ما خيره شدهاند . خداى تعالى كريم است . شب ماه نظر آمد .
- بفضله - غرّهء صفر خير اثر سنهء 1232 هجريهء مقدّسه مطابق سيزدهم ماه مظفّر سنهء 1196 جلوسى مبارك روز شنبه : صبحى بار كردند . قريب ظهر در جاى آب غدير ، آب باران خوب مانند اشك چشم انسان ؛ چائيده ( يعنى سرد ) ، پايين آمدند . هيزم بسيار است . امروز سر مبارك حضرت سيّد الشّهدا - صلوات اللّه عليه - در دمشق - عليه اللعنه - رسيد . روز حزن و غم شيعيان آل محمد ( ص ) و روز عيد بنى اميه - عليهم العنه - است . اللّهم العن بنى امية قاطبة . و شب ابر بود و سرد .
- بفضله - دويم صفر المظفر سنه 1232 هجريهء مقدسه روز يكشنبه مطابق چهاردهم ماه مظفر سنه 1196 : صبحى بار مىكردند كه صداى « لا تشيلوا أحدا » « يعنى بار نكنيد » و مجمعين عرب برآمد . آخر معلوم شد كه سيّد على صرّاف كربلاى معلّى فوت شده بود . به امير حاج گفتند كه تا دفنش بار موقوف شود .
براى اين آواز كردند . بعده بار كرده ، روانه شدند . در ميان كوهها رفتند . نزديك عصر ميان كوهها پايين آمدند . قدرى آب باران است . ميرزا رضا قلى بسيار افسردهدل بودند . مىگفتند كه به فارس مىروم ، از دست مردم به تنگ آمدم .
غرض ، همچو گفتگو بود .
- بفضله - سيوم صفر روز دوشنبه : تولّد مبارك حضرت جناب امام محمد باقر - صلوات اللّه عليه - روز مبارك سرور شيعيان است . صبحى بار كردند . در ميان مكرر كوهها مىرفتند . وقت عصر به عيونه كه مسكن مسيلمه كذاب - عليه اللعنة
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 219
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص٢١٩