- بفضله - بيست و دويم محرم محترم روز پنجشنبه : صبحى قافلهها بار كرده ، روانه شد . بعد از ظهر در صحراى آبدار پايين آمدند . چوبها بسيار بودند . شب همهاش روشن كرده بودند ، باز شب سرما بود .
- بفضله - بيست و سيوم محرم محترم روز مبارك جمعه : امروز مقام كردند .
باز حملهدارهاى نابكار پول به زور تفنگ مىگرفتند . همهى حاج را علاف مىكنند . تمام روز همين كار داشتند . شب بسيار سرد بود .
- بفضله - بيست و چارم محرم محترم روز شنبه : صبحى بار كرده ، قافلهى حاج بار كرد . تا عصر رفته ، در جاى نشيبوفراز آبدار پايين آمدند . شب سرماى شديد بود .
- بفضله - بيست و پنجم محرم محترم روز يكشنبه : صبحى حجاج بار كردند .
تا دو ساعت روز باقىمانده راه رفته ، در صحراى لقودق منزل كردند .
- بفضله - بيست و ششم محرم محترم روز دوشنبه : صبحى بار كردند . وقت عصر منزل كردند .
- بفضله - بيست و هفتم محرم محترم روز سهشنبه : دو ساعت روز بلند شده ، آب پر كرده ، روانه شدند . قدرى رفته ، وقت عصر پايين آمدند . شب سرد بود به طور ديشب ؛ نه زياده بود نه كم . اما هيزم بسيار بود . مردم تمام شب آتش جا به جا روشن كرده ، نشسته بودند . و ده ريال و يك حلقهى نقره ماما لطيفه براى امانت نزد من گذاشته است . « ماما لطيفه ، زن ضعيفه هندى لكهنوى در مكه بود .
خواهش كرد كه زيارت عتبات بكنيم . جناب بيگم صاحبه قبله همراه خود آوردند كه كار و بار قبلهى موصوف هم مىنمود و در مكه ، ضعيفهء مذكور چار حج نموده بود . »
- بفضله - بيست و هشتم محرم محترم روز چارشنبه : صبحى جار زدند « بعد طلوع شمس بار كنيد » . بعد برآمدن آفتاب بار كرده ، تا عصر رفته ، در بيابان بىآب پايين آمدند . شب سرد بود ، لكن دزد و غيره نيست . آرام است .
- بفضله - بيست و نهم محرم محترم روز پنجشنبه : بيستم امام - عليه السلام - صبحى بار كردند . وقت ظهر بر چاههاى آب پايين آمدند . در راه پست و بلند
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص٢١٨