كاظم همراه ما بودند . ميرزا اسماعيل و ميرزا رضا قلى و غيره صاحبان در آنجا بودند . حاجى صالح و سيّد مهدى حمله دار هم بودند . بعد طعام خوردند . بارش بسيار باريد . و ميرزا رضا قلى به رفتن مكّهء معظّمه است . بعده برخاستم ، به چادر خود آمدم . تمام شب باران مىباريد و شترهاى ما در چريدن بودند . عربها آمده ، سه شتر دزديده ، بردند . من به حجيلان اطّلاع دادم . حجيلان پى شترها آدم خود فرستاد و دو نفر عرب را گرفته مقيد كرد .
- بفضله - بيست و هفتم صفر روز يكشنبه : امروز نزد شيخ محمّد لواسانى مهمانى ماها بود . من و ميرزا اسماعيل و ميرزا رضا قلى و شيخ خلف و سيّد حسن خراسانى و احمد خان و سيّد عبد الوهّاب و ميرزا كاظم و آقا حسن و آقا رجب على لنبونى و پسرش آقا كلب على ، همهء صاحبان بودند . طعام خوردند .
بعد از طعام خوردن گفتگوى بسيار در باب روانگى شد . حاجى صالح حمله دار و سيّد مهدى حمله دار را ميرزا رضا قلى طلبيدند . غرض ، گفتگويشان طول كشيد و به انجام نرسيد . وقت ظهر شد . من و سيّد حسن خراسانى با هم به اتّفاق برخاستم . شيخ خلف پيش از اين رفته بودند . من نزد شيخ رفتم . شيخ خود نبودند . بعده نزد سيد حسن خراسانى رفتم و نماز ظهرين با جماعت خواندم و بعده به چادر خود آمدم . حاجى مفلح را زيرجامه و قبا و عبا و دستار خلعت دادم و وقت عصر اندرون قلعه نزد شيخ خلف رفته كه قدرى ناچاق [ و ] درد پهلو دارند . عزم اوشان به مدينهء طيّبه مصمّم است . من هم همراه شيخ صاحب - بفضله - عزم جزم كردم .
- بفضله - بيست و هشتم صفر روز دوشنبه : شهادت مبارك حضرت رسول - صلى اللّه عليه و آله و سلم - و شهادت حضرت امام حسن - صلوات اللّه عليه - است . روز حزن شيعيان محمد و على - عليهما السلام - و امروز ميرزا ابراهيم خان نجفى و شيخ خزاعل آمده بودند . ايشان هم عزم مدينهء مشرّفه دارند . و دوازده حقّه برنج براى ميرزا اسماعيل فرستادم .
- بفضله - بيست و نهم صفر ، از تقويم سىام ، سلخ صفر روز سهشنبه : وقت ظهر حاجى صالح آمده بود . من خوابيده بودم ، او رفت . بعده وقت عصر ميرزا
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص١٠٤