تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
خود را ببخشد و شايد مبلغى علاوه از مهريهء خود بدهد تا شوهرش را راضى نموده اسباب طلاق فراهم شود . يا آنكه زن عملى كند كه اسباب تنفر مرد گردد و يا مهرش را دهد و طلاقش گويد . يا به حدى بىاعتنائى و سخت - گيرى كند كه آن مأيوس شده مهرخود را ببخشد و بطلاق خلاصى جويد . در هرصورت طلاق به اختيار مرد است . خلاصه چون مردى خواهد زنى را طلاق گويد شخص ملائى را از جانب خود وكيل نمايد . پس وكيل در مجلسى كه اقلا دو نفر عادل حاضر باشد بنشيند و بآواز بلند بگويد : من كان عليه ذنب و ليستغفر اللّه ؛ پس عدلين بگويند : استغفر اللّه ربى و اتوب اليه . آنگاه بگويد معصومه خاتون زوجة موكلى طالق طلقة مرة ؛ و اگر بعد از اين طلاق رجوع كنند [ 200 ر ] و بعد پشيمان شود و يكى را وكيل نمايد از براى طلاق مجدد بعد از حضور در محضر عدلين و رعايت مقدمات و اجراى صيغهء طلاق مرة بعد مرة گويند و اگر خواهند سه طلاقه كنند مرة بعد مرتين گويند و در شرع ما مقرر است كه طلاق اول و دويم باينكه شوهرزن خود را ملاقات كرده بگويد رجوع نمودم و دست بدست زن يا عضوى ديگر آن گذارد و يا از دور او را ديده ريزه سنگى بسوى او انداخته بگويد رجوع كردم ، فورا حلال شود . اما مادامى كه زمان عده منقضى نشده باشد و ايام عده چهار ماه و پانزده روز است و هرگاه زنى بسه طلاق نرسيده باشد قبل از چهار ماه و پانزده روز بمحض گفتن آنكه رجوع كردم حلال مىشود ، ولى چون زمان عده كه گذشت محتاج است بصيغهء مجدد . خلاصه و چون سه طلاقه شود حرام ابدى خواهد شد به آن شوهر ، مگر آنكه محلل در ميان آيد و محلل آنست كه آن زن شوهرى ديگر كند و طلاق بگيرد يا شوهردوم بميرد و عده‌اش در هردو حال منقضى شود ،