قدم در چشمم گذاريد و مراجعت كند . خلاصه عروس را آورده وارد خانهء داماد كنند و در منزل خودش آورند ، آنگاه داماد و خواهران داماد و مادرش هريك قطعهء طلا و جواهرى قيمتى برسم رو نما بعروس دهند و آفتابه و لگن و عسل و روغن حاضر سازند . اول عروس و داماد سر بوسى كنند يعنى پيشانى [ 199 ر ] يكديگر را ببوسند و بنشينند . مشاطه و قابله چادر و چاقچور عروس را بگيرند و بخواهرداماد سپارند . در آن حال كل زنان مجلسى جمع شوند . جوراب عروس را داماد و از داماد را عروس درآورد .
عسل و روغن دهن يكديگر گذارند و قابله لگن گذارد و آفتابه گيرد كه بسنت علماى اربعه دست و پاى عروس و داماد را بشويد . اول دست هردو را بياورند محاذى لگن به جهت آنكه هميشه قول عروس مقدم و دستش فوق دست داماد باشد . كسان عروس با برام دست او را در شستن روى دست داماد [ گذارند ] و كذلك پاى او را . چون از اين كار فارغ شوند بمنزلى خلوت رفته هم بستر شوند و قابله كه على الرسم در پس خلوت آنها نشسته است خبر آورد كه قضى الامر . و چون روز شود زنان مجلس بخانههاى خود رفته روز ديگر هريكى يك پارچهء نفيس با قند باسم ساورى براى عروس فرستند . اين بود مجملى از عقد و عروسى .
لازم است كه مجملى هم از قطع و فصل و فريق كه بصيغهء طلاق فيما بين زن و شوهرگاهى بر حسب اتفاق [ 199 پ ] واقع مىشود مذكور گردد .
اما طلاق : ممكن است بعضى زنان به جهت آنكه شوهرش زنى ديگر گرفته يا عملى مرتكب شده كه مخالف شأن طرفين بوده يكدل و يك جهت سخت بايستد و باسباب شرعى و عرفى و كوشش و كشش عاقبت مهر
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٢٦٧