تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
نفر قاريان خوش آواز در مجالس بنشانند كه باعلى اصواتهم قرائت قرآن مجيد نمايند . همى دسته دسته اهل شهراز هرطبقه و طايفه و صنفى وارد كرياس شده عزادارها برپا خيزند . يكنفر مخصوص ايستاده باشد كه هركس وارد شود بگويد فاتحه . واردين بايستند و فاتحه بخوانند . شخصى ديگر گلاب به آنها بدهد . استعمال كرده بعزادارها بگويند آخر مصيبت شما باشد و بروند [ 201 پ ] در يكى از حجرات نشسته مشغول قليان و قهوه شوند . به همين منوال باشد و مردم بيايند و دسته دسته سينه زن و شاه حسينى بيايند و بروند بنشينند تا نزديك ظهركه معلوم شود هركه بايد آمده است ، روضه خوان بمنبر شود . ذكر مصيبت حضرت ابا عبد اللّه الحسين ( ع ) نموده فاتحه تمنا كند و مجلس منقضى شود . صاحبان عزا حضرات واردين را برداشته بخانهء تازه گذشته آيند . هركس با ابناى جنس خود در اطاقى نشسته قاريان مشغول تلاوت قرآن شوند و در ميان هرمجلس يك طاقه شال ترمه پهن نموده جعبهء سى پاره گذارند و چندين گلدان از گلهاى الوان در اطراف آن جعبه بچينند و هركس را از آن سىپاره كه عبارت است از سى جزو قرآن مجيد كه سى مجلد ساخته محض چنين مجلسها تا هرتنى از واردين را جزوى دهند و در ساعتى ختم قرآنى شود . خلاصه مشغول تلاوت قرآن و قهوه و قليان گردند . ناگاه ناهار « 1 » حاضر نمايند . هركسى به همان نوع كه در حيات خود ضيافت كند ناهار « 1 » [ 292 ر ] ختم او را به همين وضع دهند . چون ناهار « 1 » برچينند دست شسته بعد از صرف قهوه و قليان از پى كار خود بروند . دستهء ديگر آيد جزوى قرآن خوانده قهوه و قليان بياورند ، صرف كرده بروند . دسته
هامش
( 1 ) - اصل : نهار