تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
پاى بوس به منزل مخصوص آورد و قريب دو ساعت اظهار حيا و ناز نموده هيچ نگويد و هرچه بيشتر شور و شرار و قربان صدقه و اشتياق معاينه كند به وضع خيلى مطبوعى تجافى و تحاشى از تمكين و تكلم نمايد . يك قطعه از طلا و جواهرداماد باسم رونما و كليد زبان با خود آورده هرچه ابرام نموده مقبول ننموده آخر الامر عروس رحم كند و رونما را اگر انگشتر است بر دست و جيقه است بر سر زند و مهربان شود و مقرر است كه در شبهاى اول مواصلت عروس و داماد و جمعى از جوانان زنان از براى تماشاى حالت عروس و داماد خود را به اطراف و حوالى حجله رسانيده مشغول تماشا باشند و اينهمه خوددارى عروس در اول مجلس از آن است كه فردا زنان نگويند ناصبورى نمودى . خلاصه [ 196 پ ] آن شب تا سحرگاه چون شير و شكر باهم در آميزند ، ولى طرفى برنبندند .
نياز است و ناز است و بوس و كنار * بجز شير كاهو نمايد شكار
به همين منوال همه شب چهار ساعتى شب با دستمالى از تنقلات داماد بيايد و عروس را با لباس و آرايش و حالتى ديگرگون ملاقات نموده با بوس و كنار بسحرگاه رساند ، آنگه هوا روشن شود بحمام شتافته خواب رود و يك ساعتى روز بيرون آيد از پى كار خود باشد و يك نامه با صد هزار عشق و اشتياق و آه و ناله از شدت فراق بنامزد خود بفرستد .
كجا روم چكنم حال دل كرا گويم * كه داد من بستاند دهد سزاى فراق
و اين نامزد بازى مستمر باشد تا زمان عروسى و اين رسم معهود است كه چون روز سيم عقدكنان شود داماد به خانه و ديدن خسرو آيد سلام كرده دست او را ببوسد و او روى داماد را و بنشيند . پس از گلاب و شربت و قليان يك كله قند و خوانى شيرينى حاضر كنند . چون مجلس منقضى شود و
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 264 | عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )