هردو نفر را يك مجمعه پيش روى گذارند ، هركسى از آن نقل دهن شيرين نموده هركس قند خود را برداشته از پى كار خود برود .
و اما در اندرون : زنها چون از خوردن ميوجات و شيرينى و تنقلات و ناهار « 1 » فارغ شوند تجديد بزك و لباس و آرايش خود و عروس را نموده صندليها « 2 » بگذارند و عروس را كيلهء « 3 » طلا بسته و با چند نفر دخترهائى كه پارسال و پيرارسال عروس شدهاند در صندليها نشينند ، كل زنهاى شهراز اعلى [ 195 پ ] وادنى چادر سر كرده با روبنده افتاده در اين وقت به نماز آيند . و اين نكته را بايد دانست كه هرگاه اين عقد مقترن با عروسى است كه چون شب شود اسباب عروسى طراز كنند و چنانچه ضروريات عروس يا داماد ناتمامى دارد امروز عقد كرده مثلا شش ماه ديگر عروسى خواهند نمود عقدكنان امروز اگر از علماء و تجار است كه چون پاسى از شب گذشت و اهل خانهء عروس بخواب شدند عروس بىاطلاع پدر و مادر يك اطاقى كه نزديك بدرب خانه باشد مقطع سازد و خود با يك نفر پا سبز از قبيل دايه يا دده يا ديگرى كه محرم اسرار باشد در اطاقى ديگر گوش بزنگ باشند كه اينك داماد بعنوان نامزد بازى خواهد آمد . ناگاه صداى آهسته از درب خانه كه داماد داخل خانه شد به گوش رسد . فورا پا سبز بدود و داماد را در آن اطاق نشانده گلاب و عطر حاضر كند . داماد عروس را طلبد . به قدر ده نوبت پاسبز برود و عجز و التماس و سوزوگداز داماد را ابلاغ [ 196 ر ] نمايد ، بازگشته بزبانهاى دل آويز اظهار ناز و حيا و طفره نمايد . آنوقت دست داماد بجان و كاردش به استخوان رسيده شتاب كرده بيايد و عروس را چون جان عزيز در بر گيرد و با هزار دست بوس و
هامش
( 1 ) - نهار
( 2 ) - اصل : سندلها
( 3 ) - كذا در اصل ، كليهKolyaبمعنى گردن آويز است .