ايوان سراشيب شوند كه ناگاه شهود تعريف يكى دامن جناب آقا را و يكى پيش كمر ايشان را و دو نفر بازوهاى ايشان را [ بگيرند و ] يكى بر روى نعلين ايشان افتد كه آقا غلط كرد ، خر است ، نادان است ، نميفهمد ! زنها بيكبار همه صدا بلند كنند كه حق بجانب سر كار آقاست ، هركارى حسابى دارد ، نه به آن شورى شور نه به اين بىنمكى ! خلاصه بهزار الحاح و التماس جلو آقا را بگيرند و از تشريف بردن منع كنند . ولى از غايت تغيرى كه عارض وجود مبارك شده كل اعضا و جوارح ايشان مرتعش و مختلج است حالت تقرير ندارند ، ايشان را در سر پلهها نشانند . آى برويد يك قليان براى آقا بياوريد . همه شهود تعريف : آقا قليان ميل ميفرمائيد ؟
يكى با دستمال عرق از پيشانى ايشان پاك مىكند ، يكى از دامن باد مىزند ، يكى گلاب بر روى مبارك آقا مىزند تا كم كم تغير و حرارت آقا [ 194 ر ] فرو كش كرده پشت در تشريف ميآورند . اول شش هفت سرفه ميكنند و سينه را صاف كرده نفس زنان بعروس خطاب ميفرمايند : همدم سلطان آخر بنده وكيل هستم شما را بنكاح و عقد ابدى دائمى سرمدى ميرزا يعسوب الدين پسر ميرزا فلان درآورم بمهرو صداق مشخص ، يكهزار و پانصد تومان و تفصيلات مزبوره را فردا فرد بىهيچ زياده و نقصان باز فرموده فرياد كشند كه وكيل هستم يا نه ؟ اين دفعه لابد عروس با هزار من ناز به صداى نازكى آهسته بگويد بلى . جناب آقا روى بشهود تعريف كه از منسوبان عروسند نمايند كه خود عروس بود ؟ عرض كنند بلى ، ما شناختيم . مكرر صدا بلند نمايند كه وكيل هستم ؟ قدرى بلندتر عروس گويد بلى . جناب آقا احتياطا باز بفرمايند وكيل هستم يا نه ؟ اين دفعه عروس بصداى بلند جواب گويد بلى ، كه ناگاه جوانان زنان مجلس صدا بشباش
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٢٦١